close
چت روم
بیوگرافی ها
Tekken Max
به سايت تکن مکث خوش آمديد

ماکوجین اولین بار در تکن 3 حضور داشت . او درختی 2000 ساله است که سالها در قله ای زندانی بوده و سر انجام میمیرد ولی اوگر او را زنده میکند و به او میگوید تو عمری کوتاه داری ولی اگر بتوانی از من در برابر دشمنانم محافظت کنی من به تو جانی طولانی میدهم و ماکوجین بدین ترتیب وارد تورنمنت تکن شد. 

او از این پس در تورتمنت های 3 ، 5 ، 6 ، TAG 1 و TAG 2 حضور داشت.

 

او در هر مسابقه به تقلید یکی از مبارزان تکن می جنگد و از خود سبک مبارزه ی خاضی ندارد.

 

 




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها :

امتياز : :: نتيجه : 1 امتياز توسط 6 نفر مجموع امتياز : 11
تعداد بازديد مطلب : 178


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 18:50

فنگ ویی

ملیت : چین

اولین حضور : Tekken 5

سبك مبارزه : کنپو چینی

 گروه خونی:AB

سن : (TK 5 & 6 : 26)    

وضعیت دستها : راست دست

پروفایل :

فنگ در تیكن 5 : او تمریناتش را به طور مداوم انجام میداد تا قویترین مبارز جهان لقب گیرد. هنگامی که خردسال بود کنپو را آموخت. استاد او به شینکن معروف بود،که دارای مشت خدایان بود. بعدها که فنگ وی بزرگ تر شد به راستی یکی از مبارزان قوی آن مکان لقب گرفت و به منظور رسیدن به آرزوی خود ، قوانین را زیر پا گذاشت و به استیل های دیگر هنرهای رزمی رو آورد. وقتی استادش مانع کار او شد ، استاد خود را به شدت مجروح كرد و در طی این اتفاقات متوجه شد برای اینکه استاد واقعی هنرهای رزمی شود باید کتیبه شینکن را که به وسیله افراد میشیما به سرقت رفته است را بیابد. این بود که او وارد تورنمنت پنجم شد.

فنگ در تیكن 6 : او موفق شد در طول تورنومنت 5نجم كتیبه ی "مشت خدا" را از میشیما زایباتسو باز پس بگیرد.در كتیبه فقط گفته شده بود "نابود كننده ی تمام استیل های دیگر, آن استیلی كه در اخر باقی میماند بالاتر از قدرت خدای اژدها قرار می‌گیرد كه از تمام تواناییهای انسانها تجاوز میكند".

 

فنگ ویی به شدت متحیر شد و اطلاعاتی درباره ی تورنومنت ششم بدست آورد و به دنبال كشف اطلاعات بیشتر و بالا بردن قدرت و تست قدرت خود او دوباره به ژاپن رفت.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها :

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 13
تعداد بازديد مطلب : 174


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 18:46

محل سكونت :استرالیا.

سبك مبارزه : بوكس.

علاقه مندی : قدرت.

Craig Marduk یك بوكسور بسیار قوی و بدون شكست به مدت چهار سال می باشد.

در طی یك سوء تفاهم جزئی گرفتار شد و دوستانش از این قضیه خوشحال شدند!

او در آریزونا به دلیل قتل غیر عمل یك فرد نیكو كار زندانی بود متأسفانه آن مردی كه مرداك به قتل رسانده بود كسی نبود جزء آرمور كینگ.

او قسم خورده بود كه از كارآموز آرمور انتقام بگیرد مرداك برای آزادی از زندانی باید مقداری پول پرداخت می كرد ولی آه در بساط نداشت روزی خبر آزادی او را می دهند او بسیار از این خبر متعجب می شود و دلیل این كار را می پرسد و به او می گویند كه فردی گمنام پول آزادی او را پرداخت كرده فرد گمنام بسته ای برای او فرستاده بود درون آن بسته ی مرموز یك قطعه بریده شده از جراید بود كه خبر از شروع چهارمین تورنمنت می داد و یك بلیط هواپیما.

مرداك دو بار كینگ روبرو شد ولی او از كینگ شكست سختی خورد و راهی بیمارستان شد و باری دیگر كینگ سراغ مرداك رفت تا او را برای همیشه خاموش كند هنگامی كه او بالای سر مورداك رسید توجهش به عكس خانوادگی او كه در كنار همسر و فرزندانش بود جلب شد و از كشتن او منصرف شد.

مرداك پس از بهبودی به سختی مشغول تمرین شد و او بر صورت خود نقاب جگوار را كه متعلق به آرمور كین بود را بر سرش گذاشت و در یك مسابقه ی كیك بوكس تمامی حریفان را شكست داد و با پیروزی بیرون آمد.

كینگ و مورداك در مسابقات تیكن 5 با یكدیگر دوست صمیمی شدند و كینه را كنار گذاشتند.

مورداك هنگام بازگشت به اتاق انتظار از پشت مورد حمله قرار گرفت او در یك لحظه صورت فرد مهاجم را می بیند و پس از انتقال او به بیمارستان می گوید كه :حاضرم قسم بخورم كه آن كسی كه به من حمله كرد آرمور كینگ بود!

كین و مورداك تصمیم گرفتند كه با وارد شدن به ششمین تورنمنت به هویت واقعی آن فرد مهاجم پی ببرند.

شخصیت مورداك بسیار به هنر پیشه معروف Nathan Jones در فیلم part-time شباهت دارد.

 

همچنین یك كشتی كج كار هم هست كه اسمش یادم نیست كه از رو اون كاركتر مورداك را ساخته اند.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها :

امتياز : :: نتيجه : 1 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 10
تعداد بازديد مطلب : 234


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 18:45

یوشیمیتسو

از ویکی‌پدیا، دانشنامه ی آزاد

شخصیت‌های تکن

یوشیمیتسو

جنسیت:  مذکر

سن: نامعلوم

مو:           ندارد

رنگ چشم:             مشکی

محل تولد:               ژاپن

گروه خونی:            O

سپر مدافع:             سبک مانجی نینجا و هنر    

قدرت‌های ویژه:    پرواز در هوا به وسیله شمشیر - خودکشی

شغل:      رهبر قبیله مانجی

صدای بازیگر:        نوبویوکی هیئاما

یوشیمیتسو (به انگلیسی: Yoshimitsu) یکی از شخصیت‌های ساختگی بازی رایانه‌ای تکن است. او از معدود شخصیت‌هایی است (به همراه پائول فینکس، هیهاچی میشیما و نینا ویلیامز) که در تمام نسخه‌های بازی حضور داشته است. او با داشتن شمشیر و ظاهری منحصر به فرد از شخصیت‌های بسیار خاص تکن محسوب می‌شود.

یوشیمیتسو، یکی از دوشخصیتی است که اجازه حمل سلاح در تکن را داشتند؛ نفر دوم که اجازه حمل سلاح در تکن را دارد، کونیمیتسو است. هر چند که یوشیمیتسو اجازه حمل سلاح در تکن ۲ را داشته اما مدام در نسخه های بعدی تکن، شمشیر او دارای جزئیات بیشتری می‌شود. به نظر می‌رسد محبوب ترین طراحی یوشیمیتسو در تکن ۳ بوده است.

بازی هایی که یوشیمیتسو در آن ها حضور داشته است:

تکن در سال ۱۹۹۴ (میلادی)، تکن ۲ در سال ۱۹۹۶ (میلادی)، تکن ۳ در سال ۱۹۹۸ (میلادی)، سول کالیبر در سال ۱۹۹۸ (میلادی)، تکن رقابت کارتی در سال ۱۹۹۹ (میلادی)، تکن تگ تورنومنت در سال ۲۰۰۰ (میلادی)، تکن ادونس در سال ۲۰۰۱، تکن ۴ در سال ۲۰۰۲ (میلادی)، سول کالیبر ۲ در سال ۲۰۰۲ (میلادی)، تکن ۵ در سال 2004، سول کالیبر ۳ در سال 2005، تکن ۶ در سال ۲۰۰۷، سول کالیبر ۴ در سال 2008، استریت فایتر در مقابل تکن در سال ۲۰۱۲ (میلادی) و تکن تگ تورنومنت ۲ در سال ۲۰۱۲ (میلادی).

محتویات 

۱ زندگینامه

۱.۱ تکن ۱

۱.۲ تکن ۲

۱.۳ تکن ۳

۱.۴ تکن ۴

۱.۵ تکن ۵

۱.۶ تکن ۶

۱.۷ تکن تگ تورنومنت

۱.۸ تکن تگ تورنومنت ۲

۱.۹ تکن ادونس

۱.۱۰ سول کالیبر

۱.۱۱ سول کالیبر ۲

۲ منابع

زندگینامه

تکن ۱ یوشیمیتسو، رهبر قبیله مانجی (Manji) است که آن قبیله، از ثروتمندان سرقت می‌کنند و آن ها را به فقیران می‌دهند. یوشیمیتسو وارد تکن ۱ شد به منظور دستبرد از گانریو (Ganryu) که این کار را کرد و از گانریو سرقت کرد و آن را بین فقرا تقسیم کرد. یوشیمیتسو همراه با قبیله مانجی بر اسب سوار هستند.

تکن ۲

دانشمندی به نام دکتر بوسکونوویچ که زمانی یوشیمیتسو را نجات داده است، توسط کازویا میشیما ربوده شد. یوشیمیتسو برای نجات دادن او، اصلا توقف نمی‌کند. یوشیمیتسو برای نجات دادن دکتر بوسکونوویچ، وارد تکن ۲ می‌شود.

دکتر بوسکونوویچ که ربات انسان نما، آلیسا بسکونوویچ را به وجود آورده است، توسط هلی کوپتر ربوده شده است. یوشیمیتسو بر روی هلی کوپتر می‌پرد و از طریق سپر باد، به کابین خلبان وارد شده. یوشیمیتسو به همراه دکتر بوسکونوویچ به بیرون از هلی کوپتر می‌پرند و از زمین، هوا را می‌بینند که هلی کوپتر بدون موتوری که دکتر بوسکونوویچ را ربوده بود، منفجر شد.

تکن ۳

دکتر بوسکونوویچ، یک وسیله به نام ماشین خواب سرد اختراع کرده است که برای زندگی ابدی اختراع شده است. فناوری ماشین خواب سرد، هنوز اثبات نشده بود و برای حفظ دختر جوان دکتر بوسکونوویچ، که به طور ناگهانی درگذشت، مورد استفاده قرار گرفت. یوشیمیتسو هم همچنان پول جمع آوری می‌کرد و به عنوان رهبر قبیله مانجی، به فقیران کمک می‌کرد. او، از یک موجود مرموز پاتولوژیکی، رنج می‌برد و شگفت زده شد. دکتر بوسکونوویچ ادعا می‌کند که برای تکمیل ماشین خواب سرد، نیاز به خون اوگر دارد. به همین دلیل او وارد تکن ۳ می‌شوند.

یوشیمیتسو به اوگر حمله می‌کند و مقداری از خون او را، برای آزمایش روی موش آزمایشگاهی می‌گیرد. در قفس طول می‌کشد که دکتر بوسکونوویچ، یک جرعه خون به بدن موش آزمایشگاهی برساند؛ او این کار را می کند و به همراه یوشیمیتسو، منتظر می‌ماند که ببیند چه اتفاق برای موش آزمایشگاهی می افتد. لحظاتی بعد چشم موش شروع به درخشش می‌کند و دکتر بوسکونوویچ، بالاخره ماشین خواب سرد را تکمیل می‌کند.

تکن ۴

یوشیمیتسو به عنوان رهبر قبیله و حزب مانجی (Manji)، خود را مسئول فراهم کردن غذا، کمک های پزشکی و سرپناه به تعداد روز افزون پناهندگان سیاسی در سراسر جهان می‌داند. با کمبود بودجه و نیروی انسانی لازم، یوشیمیتسو تصمیم می‌گیرد بین قبیله مانجی و شرکت میشیما زایباتسو، اتحاد برقرار کند؛ به منظور این که خودش در مسابقات تکن ۴ شرکت کند و هیهاچی میشیما را شکست دهد و پول قهرمانی مسابقات را خرج بودجه و نیروی انسانی لازم کند.

وقتی کلمه پیروزی به میان آمد، اعضای قبیله مانجی دوباره به انتظار بودجه نشستند و گفتند که این بودجه در نهایت با برنده شدن یوشیمیتسو در تکن ۴ به دست خواهد آمد. یوشیمیتسو هم نمی‌توانست کاملا به هیهاچی میشیما اعتماد کند. به دستور هیهاچی میشیما، تمام افراد میشیما مانور دادند.

یوشیمیتسو توسط هیهاچی میشیما و محافظانش، محاصره شد. هیهاچی اعلام کرد:" شما ممکن است در مسابقات تکن ۴ برنده شوید. اما من هرگز بین شرکت میشیما زایباتسو و قبیله مانجی اتحاد برقرار نمی‌کنم. افرادقبیله مانجی، چیزی به جز یک دسته از هنرمندان با وعده های دروغین نیستند ". یوشیمیتسو پاسخ داد:" کسانی که با شر گام بردارند، در نهایت با قضاوت مواجه خواهند شد. هیهاچی میشیما با صدای بلند می خندد تا این که یک دستگاه مخابرات به او خبر می دهد:" کسی به طاق مرکزی خزانه داری رسیده و هلی کوپتر را ربوده است؛ او مانند یوشیمیتسو بود. در همین میان، یوشیمیتسو به فرار از طریق پشت بام ساختمان اقدام کرده و فرار می‌کند. پس از این اتفاقات، هیهاچی میشیما فریاد می‌زند:" لعنت بر شما!"

تکن 5

یوشیمیتسو دارد حرکت ویژه ای برای مبارزه با خشم برایان فیوری تمرین می‌کند. این حرکت او تقلید از طعنه زدن برایان فیوری است که یوشیمیتسو زانوی خود را بلند می‌کند و مشت خود را تکان می‌دهد؛ اما به جای خندیدن، بوی بد دهان خود را به برایان فیوری تحمیل می‌کند.

یوشیمیتسو رئیس حزب و قبیله مانجی و نینجا مفید است. او در طول مسابقات تکن ۴، برایان فیوری را زخمی می‌کند و او را به آزمایشگاه دکتر بوسکونوویچ می‌برد. هنگامی که یوشیمیتسو به آزمایشگاه دکتر بوسکونوویچ وارد می‌شود، متوجه می‌شود که تمام پزشکان و همکاران او مرده است. به همین دلیل و مرگ پزشکان و همکاران یوشیمیتسو در آزمایشگاه دکتر بوسکونوویچ، یوشیمیتسو وارد تکن ۵ می‌شود.

مرحله ۴ مبارزه با کلاغ: کلاغ سیاه، یوشیمیتسو را متهم می خواند و قصد دارد او را به چالش بکشد و می گوید که یوشیمیتسو یک نینجا نیست. کلاغ سیاه اعلام مبارزه با یوشیمیتسو را می‌دهد.

مرحله ۷ مبارزه با برایان فیوری: یوشیمیتسو برایان فیوری را می‌یابد و او را شکست می‌دهد.

مرحله نهایی مبارزه با جینپاچی میشیما: جینپاچی میشیما به شکل انسان پشت سر یوشیمیتسو راه می‌رود و می‌گوید:" هدف من از بین بردن تمام وجود تو است.

تکن ۶

یوشیمیتسو در تکن ۶، تحت شدیدترین تغییر در سبک بازی خود می شود. در این نسخه تکن، یوشیمیتسو شمشیر خود را از دست می دهد و افراد قبیله مانجی او را وادار می‌کنند که با سبک کنجوتسو بجنگد که شامل دو شمشیر دوگانه و مبارزه با مشت خالص است.

در حالی که افراد قبیله مانجی به دنبال انتقام خود هستند، یوشیمیتسو متوجه می‌شود که شمشیر او یک تیغه نفرین شده است. یوشیمیتسو متوجه می شود که دیگر نمی تواند از این شمشیر خود استفاده کند و تصمیم به استفاده از یک تیغه دیگر به نام فوماکن (Fumaken) می‌گیرد. سپس او تصمیم می‌گیرد وارد تکن ۶ شود.

شمشیر جدید یوشیمیتسو یعنی فوماکن، "توانایی کنترل نفرین تیغه یوشیمیتسو" هم نامیده می‌شود.

در کمپین بین المللی حقوق بشر تکن ۶، یوشیمیتسو رئیس جزیره در کیگان (Kigan) است.

تکن تگ تورنومنت 1

یوشیمیتسو در تکن تگ تورنومنت که در سال ۲۰۰۰ ساخته شد، همراه بسیاری از کاراکترهای دیگر تکن از جمله کونیمیتسو، در تکن تگ تورنمنت حضور دارد.

تکن تگ تورنومنت ۲

یوشیمیتسو، در تکن تگ تورنومنت ۲، به همراه ۴۹ کارکتر جدید و قدیمی تکن، از جمله کونیمیتسو، جون کازاما، اوگر، جینپاچی و جین کازاما حضور دارد.

تکن ادونس

یوشیمیتسو در تکن ادونس که در سال ۲۰۰۱ ساخته شد نیز حضور دارد.

سول کالیبر

در تبادل نظر پرنیان، خداوند ODA Nobunaga، رهبر قبیله مانجی، یعنی یوشیمیتسو را به قلعه خود دعوت می کند. او که بسیار پیر است، یوشیمیتسو را به عنوان قویترین جنگجو، به جای خود فرستاد. همانطور که انتظار می رود، پروردگار از قبیله مانجی درخواست کمک می کند. با این حال، پروردگار ترجیح می دهد در قلعه پنهان بماند. بنابراین یوشیمیتسو، چند روز در قلعه می‌ماند و سپس قلعه را ترک می‌کند. وقتی یوشیمیتسو بازگشت، متوجه شد که قبیله اش قتل عام شده است. به نظر می‌رسد که خداوند یک ارتش را آماده کرده بود تا اگر یوشیمیتسو از کمک کردن به او خودداری کند، به قبیله مانجی حمله کند؛ برای همین خداوند اصرار داشت که یوشیمیتسو به او کمک کند. بعد از این که یوشیمیتسو فقط برای چند روز در قلعه ماند، ابتدا قبیله بوشیمیتسو را قتل عام کرد و سپس در یک حمله وحشیانه، به یوشیمیتسو حمله کرد. یوشیمیتسو موفق شد که از یک رودخانه زیرزمینی فرار کند؛ رودخانه زیرزمینی که فقط افراد قبیله مانجی از آن مطلع بودند.

در حالی که در رودخانه زیرزمینی شناور بود، به یاد سلاحی افتاد که می تواند با او می تواند هر کسی را نابود کند. او تصمیم گرفت که آن سلاح را پیدا کند و انتقام خود و قبیله اش را بگیرد. او در غرب در جستجوی "سلاح نهایی" بود. طرح او انتقام در برابر خداوندNobunaga بود. او در سفرع از سراسر جاهای وحشتناک عبور کرد. او از خداوند Nobunaga، حس نفرت و کینه داشت و قصد داشت انتقام خود و قبیله اش را از او بگیرد.

سول کالیبر ۲

 

هنگامی که یوشیمیتسو به قلعه رسید، قلعه عاری از هرگونه نشانه ای از زندگی بود. سپس قلعه را ترک کرد و شرارت کتانا را احساس کرد. پس او در یک سفر، به سرکوب انرژی منفی در شمشیر خود پرداخت. متاسفانه کتانا توسط وولدو (Voldo)، ربوده شده بود. به نظر می رسد که یوشیمیتسو دوباره اقدام به کمک فقیران کرده است. او دوباره ای برای سرقت اموال ثروتمندان و دادن آن ها به فقیران، نقشه کشید. یوشیمیتسو به گودال پول نفوذ کرد. همچنین او متوجه شد که روح تراوین، سرچشمه ی انرژی شیطانی شمشیر خود است. اگر چیز دیگری در جهان همانند همان شمشیر باشد، در دنیا مجاز نیست که وجود داشته باشد.

 

 

 




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها :

امتياز : :: نتيجه : 1 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 10
تعداد بازديد مطلب : 233


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 18:43

راون (كرو)

اولین حضور : Tekken 5

وضعیت دستها : راست دست

شغل: جاسوس 

سبك مبارزه : نینجیتسو

* هیچ نوع اطلاعات دیگری در مورد راون نیست. راون نیز كد رمز اوست و نام او هم مشخص نیست.

پروفایل :

راون در تیكن 5 : او با نام رمز راون و به عنوان یکی از ماهرترین ، باهوشترین و خشن ترین مامور های دولتی شناخته شده است. او در یکی از ماموریت های خود به کاخ زایباتسو رسید و شاهد نبردی شدید بین هیهاجی و گروهی از جک ها بود در این بین جک بعد از شروع زمان سنج انفجار باعث مرگ هیهاجی شد. او این خبر را سریعاً مخابره كرد ولی بعد ها زمانی که خبر برگزاری تورنمنت پنجم را شنید برای کسب اطلاعات و انگیزه ها وارد این تورنمنت شد.

راون در تیكن 6 : در طی تورنومت 5نجم راون با هیهاچی میشیما روبرو شد. كسی كه فكر میكرد مرده بود. آنها شروع به جنگیدن كردند. قبل از اینكه برنده ی این نبرد معلوم شود Raven دستوری دریافت كرد كه به مقر فرمانده ای (HQ) باز گردد و مجبور است از مبارزه صرفه نظركند.

 

بعد از این رویارویی جنگ میان میشیما زایباتسو و G Corporation شدیدتر شد. برای جلوگیری كردن از خسارت های بیشتر باره دیگر راون برای تحقیق بیشتر از میشیما زایباتسو وارده تورنومنت ششم شد.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی راون،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 14
تعداد بازديد مطلب : 182


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 18:41

نام : Armor King

محل سكونت :مكزیك.

سبك مبارزه : كشتی كج.

 

او فردی از قبیله ی مكزیك می باشد و بر روی صورت خود ماسكی از پلنگ جگوتر دارد (ما بهش می گفتیم ببر!!!) KING * و Armor King هر دو از یك قبیله هستند و با یك سبك و لباس مبارزه می كنند.

طی یك ملاقات آرمور و كینگ با هم مبارزه می كنند آرمور بسیار قوی تر از كینگ بود و در نتیجه این مبارزه به نفع آمور تمام می شود و كینگ شكست می خورد.پس از اینكه دومین مسابقات شروع می شود این دو در كنار هم مانند یك دوست صمیمی ظاهر می شوند.

آرمور برای یافتن رقیبی در خور توجه با كشتی در سراسر جهان سفر می كند و در طی این مسافرت ها در میابد مسابقاتی كه در آن برترین مبارزان از سطح جهان حضور دارند و او برای رویارویی با این مبارزان و یافتن حریفانی قدر به سمت ژاپن می رود و در آنجا با كینگ روبرو می شود و مشاهده می كند كه او دارد به سختی و با جان و دل مبارزه می كند وقتی كه علت این سرسختی را از او می پرسد می فهمد كه او برای بردن جایزه تلاش می كند و با پولی كه از برد جایزه نسیبش می شود به بچه های یك پرورشگاه كه شدیداً به پول احتیاج دارند كمك كند و در اینجا نظر آرمور نسبت به كینگ به كلی عوض می شود و با او دوستی صمیمی می شوید و در رسیدن او به هدفش كه حالا هدف او هم بود كمك می كند.

او در مسابقات تیكن 1 سوم می شود پول مقام سومی برای اداره كردن پرورشگاه كافی نبود ولی باز می توانست كه به بچه های یتیم كمك بكند بنابراین هر دو به پرورشگاه باز می گردند.

كینگ طی كوتاهی كه از او سر می زند یكی از بچه های پرورشگاه كشته می شود و كینگ از این قضیه بسیار ناراحت می شود و از آنجا خارج و منزوی می شود و پس از مدتی برای فراموشی این حادثه به باده گساری و خوشگذرانی روی می آورد و آرمور كه از غیبت طولانی كینگ نگران می شود به دنبال او می رود و سرانجام او را می بیند كه در حال سقوط روحی و مست در کوچه ای افتاده و او را متقاعد می كند كه تو باید دوباره روحیه از دست رفته ات را پیدا كنی و برای كمك به بچه های پرورشگاه به دومین دوره از تورنمنت بیایی و با بردن جایزه اتفاق پیش آمده را جبران كنی و كینگ نیروی تازه می گیرد و خود را برای دومین تورنمنت آماده می كند او در تورنمنت با آرمور روبرو می شود و آرمور كه فردی پر قدرت تر و تكنیكی تر بود از او شكست می خورد و آرمور به او می گوید كه برگرد و به بچه های پرورشگاه برس آنها به تو نیاز دارند و از مبارزه كرد منصرف شو در اصل آرمور برای اینكه كینگ بیشتر آسیب نبیند این حرف ها را به او زد.

به هر حال كینگ با ناراحتی بر می گردد و خود را برای سومین تورنمنت آماده می كند آرمور هم از یك طرف كه دوباره شكست خورده بود به فكر پیروزی در سومین تونمنت می باشد.

پس ار مدتی سومین دوره از مسابقات اعلام می شود و كینگ و آرمور به طرف زی باتسو رهسپار می شوند از شانس بد كینگ همان ابتدا با اوگر مبارزه می كند و اوگر كه چیزی از انسانیت در وجودش نبود او را می كشد ولی در مراحل بالاتر آرمور می بیند كه فردی ماسك كینگ را زده و با جان و دل مبارزه می كند و به این مسئله كنجكاو می شود و در میابد كه او فردی دیگری از پرورشگاه می باشد كه ماسك كینگ را بر سر زده بنابراین آرمور تصمیم می گیرد كه او را مورد تعلیم خود قرار دهد و نام او را كینگ 2 گذاشت.

قبل از شروع مسابقات The King of Iron Fist Tournament 4 یك شورش در آریزونا توسط Craig Marduk به راه افتاد و آرمور هم برای خواباندن این آشوب به آنجا رفت تا جلوی سر كشی های Craig Marduk را بگیرد ولی در طی این مبارزه او توسط مورداك كشته می شود.

بنابراین دست آرمور از چهارمین دوره از مسابقات كوتاه می شود و كینگ برا گرفتن انتقام وارد تورنمنت چهارم می شود.

آرمور در نسخه ی به روز شده ی تیكن 5 یعنی Tekken 5: Dark Resurrection دوباره باز می گردد ولی مگر او توسط مرداك كشته نشد؟شاید هم او كسی دیگر است كه ماسك آرمور را زده با این حال نام او بعد از این آرمور كینگ 2(Armor King II) می شود.

 

در طی مسابقات تیكن 5 مورداك توسط Armor King مورد حمله قرار می گیرد و او را شكست می دهد و در تورنمنت ششم هم مورداك و هم كینگ به دنبال او هستند تا هویت واقعی او را كشف نمایند.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها :

امتياز : :: نتيجه : 1 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 14
تعداد بازديد مطلب : 205


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 18:36

میگوئل كابالرو روجو

ملیت : اسپانیا 

اولین حضور : Tekken 6

استیل مبارزه: Garyuno Kenka Kakutou-waza

سن: (TK 6 : 26)

متنفر از : تصمیم گیری دیگران برای او

پروفایل :

والدین میگوئل اونو خیلی سخت و محکم بار میارن.از طرفی خود میگوئل هم اخلاق و شخصیتی بسیار خشن داشته. نتیجه اش هم جنگیدن دعوا و کتک کاری با همه ی افراد اطرافش بود.همین باعث شد که همه اونو به عنوان یه یاغی و قلدر محله می شناختند. میگوئل با پدر و مادرش هم خیلی مشکل داشت . اختلافات و ناسازگاری های اونا بحدی زیاد بود که نمی شد شمردشون تا جایی که میگوئل تصمیم میگره خونه رو ترک کنه اونم در حالی که فقط 15 سال داشت! بعد از عملی کردن این تصمیم در باری که بیشتر اوقات اونجا بود لنگر میندازه

میگوئل به هیچ كس اعتماد نداشت و فقط با خواهرش که آدم بسیار خوش قلب و مهربانو عاطفی و... روابط خوبی داشت و بیشتر از هر کس دیگه ای مواظبش بود.

میگوئل در تیكن 6 : این روال تا مدتی ادامه داشت و همه چیز خوب پیش میرفت که خواهره خبر می ده که میخواد ازدواج کنه ولی میگوئل اصلا از این موضوع خوشش نمیاد و غیرتی میشه و خیلی جدی به کشتن نامزد خواهرش فکر میکنه البته همون موقع دست بکار نمیشه. روز عروسی فرا میرسه و میگوئل مراسم رو از بیرون کلیسا نگاه میکرده. ناگهان اتفاقی غیر منتظره و خیلی وحشتناک رخ میده و رشته ای از هواپیماها به کلیسا برخورد میکنه و مراسم رو بهم میزنه. میگوئل خسته و ناامید اطراف کلیسای تخریب و نابود شده رو میگشت تا شاید بتونه خواهرش رو پیدا کنه. وقتی که بالاخره پیداش میکنه می بینه که اون مرده و لباس عروسیش غرق در خون. فریادهای میگوئل به طرز دردناکی در سراسر اون مکان ویران شده می پیچه.

 

میگوئل بعد از مدتی کشف میکنه که اون هواپیاهای لعنتی توسط میشیما زایباتسو سفارش داده شده بود و میگوئل با کینه ای آتشین قسم می‌خوره که از رئیس میشیما زایباتسو یعنی جین انتقام بگیره.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی میگوئل کابایرو روخو،

امتياز : :: نتيجه : 1 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 14
تعداد بازديد مطلب : 164


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 18:33

دویل جیندویل جین (شیطان جین)، برای اولین بار در تکن ۵ معرفی شد و در تمام نسخه‌های بعدی تکن، حضور دارد. با این که دویل جین برای اولین بار در تکن ۵ معرفی شد، او برای نخستین بار با نام جین کازاما در تکن ۳ حضور داشت. جین کازاما به دلیل ژن شیطانی که از پدرش کازویا میشیما به ارث برده، به حالت دویل جین (شیطان جین) درآمد. در بازی تکن ۵، همیشه قبل از مسابقه با غول آخر تکن ۵ جینپاچی میشیما، یا باید با دویل جین مسابقه داد یا هیهاچی میشیما.

ظاهر دویل جین تقریبا ظاهر جین کازاما است که برخی صفات شیطانی مثل شاخ، بال، تتو و استخوان Protuding به آن اضافه شده‌است. لباس‌های دویل جین هم شیطانی محسوب می‌شود مثل شلوار سیاه و سفید، داشتن شعله‌های گرافیکی روی پای راست شلوار دویل جین، دستکش‌های رنگی شعله‌ای و کفش‌های رنگی پاها.

تبدیل شدن جین کازاما به دویل جین

پدر جین کازاما، کازویا میشیما و مادرش جون کازاما و پدربزرگش هیهاچی میشیما بودند. وقتی که مادر جین حامله بود متوجه شد که کازویا با شیطان پیمان بسته و آلوده به ژن شیطانی شده و به همین دلیل پدر و مادر جین با هم مبارزه می‌کنند که کازویا شکست می‌خورد و جون کازاما، به محلی دور افتاده که هیچ کس نمی‌شناسد رفته و آن جا جین را به دنیا آورده و بزرگ می‌کند، در حالی که کازویا از حامله بودن همسرش خبر نداشت.

جون کازاما به جین سبک جنگیدن خانواده ی کازاما را آموزش می‌دهد. جون کازاما متوجه می‌شود که اوگر یعنی شیطان بزرگ، کسی که می‌خواهد تمام مبارزان را نابود کند و خودش به قدرت برتر برسد، دنبال جین می‌گردد چون جین ژن شیطانی از پدرش کازویا به ارث برده و اوگر برای تزریق آن ژن ها به خودش دنبال جین می‌گردد. جون از این قضیه باخبر شد و به جین گفت که هر لحظه ممکن است اوگر به ما حمله کند. اگر این اتفاق افتاد به پیش پدربزرگت هیهاچی میشیما برو و بگو که پسر کازویا هستی. چند روز پس از تولد ۱۵ سالگی جین در یک شب طوفانی، اوگر به خانه ی آن ها حمله کرد. جون کازاما جلوی اوگر ایستاد و از جین دفاع کرد. جین که شاهد مبارزه ی سرسخت مادرش با اوگر بود برای کمک به مادرش به سمت اوگر حمله کرد ولی وقتی به اوگر برخورد کرد، اوگر با دستش محکم به بازوی چپ جین زد و او را پرتاب کرد. جین بیهوش شد و دیگر متوجه چیزی نشد.

هنگامی که جین به هوش آمد دید که خونش با خون او یکسان شده و هیچ اثری هم از مادرش نیست. او متوجه شد که زمان برخورد با اوگر، علامت شیطان بر روی دستش حک شده. جین همانطور که بازویش را که درد فراوانی داشت گرفته بود، قسم خورد که انتقام مرگ مادرش را از اوگر بگیرد. جین پیش پدربزرگش هیهاچی میشیما رفت و گفت که پسر کازویاست. هیهاچی در این باره چیزی به کازویا نگفت و جین را به مدت ۴ سال آموزش داد. جین ۱۹ ساله دیگر به پدربزرگش بسیار اعتماد داشت.

هیهاچی مسابقات مشت آهنین ۳ به عبارتی تکن ۳ را برگزار کرد هم چنین اوگر را هم به آن مبارزه دعوت کرد. جین که حالا برای مبارزه آماده شده بود، قصد داشت انتقام مادرش را از اوگر بگیرد. جین وارد مسابقه شد و تمام رقبایش را شکست داد تا این که با ترواوگر در فینال مسابقه رو به رو شد. هنگامی که ترواوگر را دید، تمام گذشته اش از جلوی چشمانش رد شد و مشغول مبارزه با او شد. مبارزه ی آن ها چند ساعت طول کشید که در نهایت جین ترواوگر را شکست داد. در همین هنگام هیهاچی به همراه جند تا از سربازانش به سمت جین رفتند و هیهاچی به جین شلیک کرد! جین روی زمین افتاد و هیهاچی که مطمئن شد او مرده است، خواست که از سالن بیرون برود اما در همین هنگام، ژن شیطانی جین که از پدرش به ارث برده بود، برای اولین بار فعال شد و جین دوباره زنده شد. و تبدیل به دویل جین (جین شیطان) شد. جین به هیهاچی حمله کرد و قصد کشتن او را داشت ولی با چند ضربه هیهاچی را پرتاب کرد و بال های بزرگ مشکی اش را باز کرد و از آن جا خارج شد و هیهاچی مات و مبهوت مانده بود.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی دویل جین،

امتياز : :: نتيجه : 4 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 18
تعداد بازديد مطلب : 251


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 17:9

‏ از کاراکترهای بازی تکن است که برای اولین بار در تکن 3 ایفای نقش کرد و تا آخرین سری تکن یعنی تکن 6 حضور دارد. ملیت او برزیلیاست. او شاگرد ادی گوردو است و برجسته ترین مبارز Capoeira در تکن است و به خوبی جای ادی را پر کرده است. او برای پیدا کردن ادی وارد تکن 4 شد و برای نجات پدربزرگش از بیماری علاج ناپذیر، که درمان آن دستمیشیما زایباتسو بود، وارد تکن 5 شد و سپس وارد تکن 6 شد. شرکت Namco ابتدا می خواست در تکن 3، یک مبارز Capoeira زن بسازد اما آخر تصمیم گرفته شد ادی را بسازند. ام پس از استقبال مردم از ادی Namco دوباره تصمیم گرفت یک Capoeira زن بسازد. با چشم های بادامی قهوه ای، پوست برنزه، شکل انحنا و لباس هایی که توجه همه را به خود جلب کند، اضافه کردن زیبایی زیاد به کریستی بود. بازی هایی که کریستی مانترو در آن ها بوده است: تکن 4 در سال 2001، تکن 5 در سال 2004، تکن 6 در سال 2007، تکن تگ تورنومنت 2 در سال ۲۰۱۲ (میلادی). نسبت های فامیلی: کریستی مانترو: نوه پدربزرگش هو چی میونگ کریستی مانترو: تحت سرپرستی ادی گوردو در طول زندان پدربزرگش تکن 4 [ کریستی نوه استاد Capoeira است که که در طول حبس در زندان، به ادی گوردو مبارزه به سبک Capoeira را تدریس کرد؛ در حالی که ادی در زندان قسم خورد که هنرCapoeira را به فرزند استادش، کریستی مانترو منتقل کند. ادی پس از بازگشت خود از تکن 3، در مدت کوتاهی کریستی را پیدا کرد و به او مبارزه به سبک Capoeiraآموخت. پس از دو سال سرپرستی کریستی توسط ادی، ادی کریستی را به یک جنگجوی قابل توجه تبدیل کرد. اما پس از آن ادی به طور ناگهانی ناپدید شد و برای کریستی پیغام گذاشت که :« من باید انتقام مرگ پدرم را از مسئول مرگش بگیرم .» کریستی بسیار ناراحت شد و برای پیدا کردن ادی وارد تکن 4 شد. کریستی مانترو، هیهاچی میشیما را در تکن 4 شکست داد. مردم در حال تشویق او شدند و از آن عکس گرفتند و درباره ی پیروزی او با او مصاحبه کردند. مردی با کت و شلوار راه رفت و جایزه طلایی کریستی که مانند سر هیهاچی می ماند را به کریستی تقدیم کرد. کریستی در همین میان ادی را می بیند که به او زنجیر بستند و دارند آن را می برند، که کریستی دو بار فریاد می زند "ادی". بار دوم ادی متوجه می شود که او کریستی است. کریستی به سمت ادی می رود و ادی را در آغوش می گیرد و ادی با بازویی که به آن زنجیر نبسته بودند، کریستی را در آغوش می گیرد. کریستی می گوید "ادی" و سپس ادی لبخند می زند. سوال ها: آیا در زمان زندان بودن پدربزرگ کریستی، کریستی و ادی گوردو با هم رابطه داشتند؟ آیا کریستی و ادی عاشق هم بودند؟ ادی چگونه در دو سال توانست کریستی را به یک جنگجوی قابل توجه تبدیل کند؟ چرا ادی ناگهانی ناپدید شد و چرا فقط برای کریستی یک پیغام گذاشته بود؟ پس از ناپدید شدن ادی، کریستی برای این به دنبالش می گشت که سرپرستش بوده است یا عشقش بوده است؟ چرا ادی را دستگیر کرده بودند؟ تکن 5 [   کریستی مانترو در مبارزه در تکن 5 بالاخره پدربزرگ کریستی، از زندان آزاد شد ولی بسیار ضعیف شده بود و یک بیماری علاج ناپذیر گرفته بود و فقط درمان آن دست میشیما زایباتسو بود. کریستی برای نجات پدربزرگش، وارد تکن 5 شد. کریستی در تکن 5 چند مبارزه می کند. مرحله 4 مبارزه با بروس اروین: بروس اروین درباره کریستی می گوید:« این مسابقه قطعاً برای من ساده است و کریستی به راحتی از من شکست خواهد خورد .» کریستی در پاسخ گفت:« من شک دارم که فکر شما درست باشد .» بروس گفت:« واقعاً فکر می کنی هنر Capoeira تو می تواند در برابر ضربات من مقاومت کند ؟» بروس زانو و یک دست خود را بالا می برد تا کریستی را به زمین بزند اما کریستی قبل از ضربه او بروس را به زمین می زند. بروس گفت :« بردن کریستی بسیار سخت است. حرکات رقص او نمی‌گذارد هیچ کس او را شکست دهد. این حرکات رقص کریستی مرا شکست داد .» کریستی لبخند می زند و از آن جا می رود. مرحله 7 مبارزه با ادی گوردو: ادی می گوید:« کریستی بیش از حد خطرناک است و به کریستی می گوید چگونه می خواهی در استادت را شکست بدهی ؟» ولی کریستی توجهی به حرف او نکرد و ادی را شکست داد. مرحله پایانی مبارزه با جینپاچی میشیما: اما کریستی در بازی پایانی از جینپاچی میشیما شکست خورد و نتوانست قهرمان مسابقات شود. پس از شکست کریستی در تکن 5 توسط جینپاچی میشیما، کریستی نتوانست پدربزرگش را به مرکز پزشکی میشیما زایباتسو منتقل کند. سوال ها: کریستی چگونه توانست جلوی استادش ادی گوردو بایستد و او را شکست بدهد؟ چرا کریستی نتوانست جینپاچی میشیما را شکست بدهد؟ تکن 6 [ کریستی پس از شکست در تکن 5 توسط جینپاچی میشیما، امیدش را برای نجات پدربزرگش از دست داد و به خانه برگشت. به محض ورود به خانه متوجه شد که نه تنها پدربزرگش را از دست داده است بلکه ادی گوردو نیز آن جاست. کریستی گیج و ناامید و سرگردان، تصمیم می گیرد پدربزرگش را به مرکز پزشکی میشیما زایباتسو منتقل کند. کریستی به منظور پیدا کردن محل دقیق بیمارستان میشیما زایباتسو، وارد تکن 6 می شود. سرانجام پدربزرگ کریستی مرد. کریستی در یک قبر با یک تابوت ایستاده بود که پدربزرگش بود و جان خود را از دست داده بود. ناگهان ادی از راه رسید و در کنار کریستی ایستاد. نام اصلی پدربزرگ کریستی هو چی میونگ بود. سوال ها: کریستی به محض ورود به خانه، با دو اتفاق خوب و بد پیدا شدن ادی گوردو و از دست دادن پدربزرگش، خوش حال شد یا ناراحت شد؟ تکن:ویرایشگری سه بعدی [ کریستی در تکن 3D به یک شخصیت کاملاً برجسته تبدیل خواهد شد. سوال ها: آیا گرافیک کریستی در تکن 3D نسبت به تکن 6 بهتر شده است؟ تکن تورنمنت دونفره 2 [ کریستی مانترو در تکن تگ تورنومنت 2 کریستی در تکن تگ تورنومنت 2، یک شخصیت کاملاً برجسته است. او با ادی گوردو، پرتغالی صحبت می کند. زبان مادری کریستی، پرتغالی است. کریستی در حال جستجوی ادی است. لی وولانگ هم برای بخشی از تحقیقات خود در جستجوی ادی است و نیروهای میشیما زایباتسو، در جستجوی پاندورا در قطب جنوب هستند. لی وولانگ گفت:« نمی‌دانم شایعات درست است یا نه. آیا ادی دوباره ناپدید شده ؟» کریستی:« آنقدر نیاز برای گفتن ادی وجود دارد .» پس کریستی مانترو و لی وولانگ تصمیم می گیرند برای پیدا کردن ادی، در قطب جنوب کار کنند و آن ها ادی را پیدا نمی‌کنند و کریستی هنوز می خواهد ادی را پیدا کند. سوال ها: چرا کریستی و ادی گوردو که هر دو برزیلی هستند، کریستی با ادی پرتغالی حرف می زند؟ جنگنده خیابان X تکن [ کریستی در خیابان جنگنده X تکن، یک شخصیت کاملاً برجسته است. او با ادی گوردو، پرتغالی صحبت می کند. زبان مادری کریستی، پرتغالی است. کریستی در حال جستجوی ادی است. لی وولانگ هم برای بخشی از تحقیقات خود در جستجوی ادی است و نیروهای میشیما زایباتسو، در جستجوی پاندورا در قطب جنوب هستند. لی وولانگ گفت:« نمی‌دانم شایعات درست است یا نه. آیا ادی دوباره ناپدید شده ؟» کریستی:« آنقدر نیاز برای گفتن ادی وجود دارد .» پس کریستی مانترو و لی وولانگ تصمیم می گیرند برای پیدا کردن ادی، در قطب جنوب کار کنند و آن ها ادی را پیدا نمی‌کنند و کریستی هنوز می خواهد ادی را پیدا کند. سوال ها: چرا کریستی و ادی گوردو که هر دو برزیلی هستند، کریستی با ادی پرتغالی حرف نمی‌زند؟ تکن (فیلم 2010 [ کریستی به نظر می رسد در فیلم تکن، یکی از شخصیت های اصلی است. او نقش مهمی را در این فیلم ایفا می کند و جین کازاما را تشویق می کند تا مبارزه کند؛ در حالی که خودش از نینا ویلیامز شکست می خورد. او در این فیلم، عشق جین کازاما محسوب می شود و در فیلم با ادی گوردو هیچ کاری ندارد. لباس 1 کریستی از شلوارهای مورد استفاده در Capoeira استفاده شده است. شلوارCapoeira یک شلوار منظم سفید است. یکی از ویژگی های لباس کریستی، یک طرح پروانهروی شلوار Capoeira اوست. طراحی شخصیت [ در طول توسعه تکن 3، طراحان جنبش Capoeira را برای یک زن مناسب تر می دانستند. در نتیجه آنها کریستی را به جای ادی گوردو در تکن 4، به کار بردند. آن ها به دنبال زنی جذاب با سبک جنگ ادی بودند. در حالی که ادی سبک نسبتاً Capoeira خود را دارد، کریستی دارای یک مقدار بیشتر مجموعه رقص حرکات است. طراحان تکن 3 مقدار تکان خوردن پا و رقص حرکات را در کریستی بیشتر کردند. moveset او تقریباً با ادی یکسان است. در دیگر رسانه ها و کالا [ در سال 2010 فیلم تکن با بازی کریستی به تصویر کشیده شد. در این نسخه از تکن، کریستی یک جنگجوی Capoeira می باشد. در این نسخه او هیچ علاقه ای به ادی گوردو ندارد و عاشق جین کازاما است. هیچ نشانه ای از این که او برزیلی است وجود ندارد و با او یک زن آفریقایی تبار شد. اشاره به تجسم بازی، چرخ دنده جنگ کریستی است. مدل کریستی در گالری عکس تکن به تصویر کشیده شده است. Kotobukiya اعلام کرد کریستی در ژانویه 2012، 9.8 اینچ قد بلندتر شده است و در حالت رقص مانند لباس تکن قبلی خود را به تن خواهد کرد و شلوار خود را به شلوار بی خشتک گاوداران با شورت با وضوح قابل مشاهده خود تبدیل کرده است. پذیرش [ کریستی در لیست های مختلف از "داغترین دختران" برجسته اعلام شده است. GameDaily چنین ذکر می کند:"او در 25 شخصیت پرطرفدار بازی است و در 20 وبلاگ از پرطرفدارترین دختران در بازی های ویدئویی انتخاب شده است. او در 10 دختر پرطرفدار بازی های ویدئویی، رتبه 7 را بدست آورده است. فناوری کریستی 4 شخصیت داغ بازی های ویدئویی یاد شده است و بهبود یافته ی ادی است.

 

 




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی کریستی مونترو،

امتياز : :: نتيجه : 1 امتياز توسط 11 نفر مجموع امتياز : 29
تعداد بازديد مطلب : 228


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 16:20

محل سكونت :آمریكا.

سبك مبارزه : كنگ فو.

گروه خونی : B

شغل : باستان شناس.

سرگرمی : شكار.

علاقه مندی : بوفالو

متنفر از زایباتسو.

جولیا یك فرد باستان شناس می باشد كه بیشتر درباره ی قبیل خودش تحقیق می كند او دختر خوانده میشل چنگ هست.

چنگ او را در مخروبه ای پیدا می كند و او را از گرسنگی نجات می دهد و او را با مهر مادری بزرگ می كند(آخی!)جولیا با میشل وظیفه ی حفاظت از قبیله را به عهده دارند هنگامی كه جولیا به سن 18 سالگی می رسد اتفاق عجیبی در جهان می افتد پس از پیگیری این موضوع آنها متوجه می شوند كه God of Fighters بیدار شده.مردم قبیله از این هراس دارند كه مبادا او به خاطر گردنبند مقدس را كه در دست میشل بود به آنها حمله كند .میشل بسیار كنجكاو بود كه بداند منشأ پیداش God of Fighters از كجاست و به دنبال این خواسته به تحقیق درباره ی God of Fighters می پردازد و از قبیله خارج می شود مدتی كه می گذرد از او خبری نمی شود و جولیا احتمال می دهد كه هی هاچی او را گرفته باشد بنابراین او به دنبال میشل به تورنمنت می رود.

یك روز استاد T به جولیا می گوید كه آنها طرحی برای بازسازی جنگل ها ساخته بودند كه افراد زی باتسو به شركت پژوهشی G حمله می كنند و طرح آنها را به سرقت می برند جولیا هم چندان به سایر طرح های شركت جی نپرسید و به آنها علاقه نشان نداد و تنها توجهش به طرف طرح سرقت رفته بازسازی جنگل ها معطوف شده بود.

بنابراین او تصمیم می گیرد كه به زی باتسو برود و آن طرح را پیدا كند و به همین منظور وارد تورنمنت چهارم شد.

جولیا به دنبال پروژه می گردد ولی پس از جستجوی فراوان ناامید می شود و كارش به بن بست می خورد و نا امید و بدون گرفتن نتیجه ای از تورنمنت چهارم به كشورش باز می گردد.

پس از مدتی نامه ای به زبان خارجی دریافت می كند نامه خبر از شروع شدند تورنمنت پنجم می داد و او برای یاتن پروژه به آنجا می رود و تصمیم می گرد كه این بار با دست پر باز گردد.

او در راه با دوستش KING رو برو می شود و می فهمد كه او برای انتقام گرفتن از Craig Marduk به تورنمنت می رود به او می گید كه از این كار صرف نظر كن و به من كمك كن(بچه گول می زنه!)ولی كینگ به حرف او گوش نمی دهد.

او باید پروژه را پیدا می كرد تا زمین را به فرم اصلی اش برگرداند ولی هر چه جستجو می كرد پروژه را پیدا نمی كند تا اینكه یك نفر پروژه را می دزدد و به او می دهد(كشف كردن این فرد و به خود شما واگذار می كنم البته در متن گفته شده كه این فرد چه كسی بود)

 

او با خوشحالی به آریزونا باز می گردد و پیش بزرگ قبیله می رود برزگ قبیله زنی بود كه می توانست صدای روح ها را بشنود آن زن به جولیا از یك اتفاق ناگوار خبر می دهد و می گوید كه اگر جین و كازویا با هم متحد شوند ابلیسی را بیدار می كنند كه این ابلیس موجب نابودی جهان می شود و او باید از اتحاد اتحاد آنان جلوگیری كند جولیا به حرف زن پیر توجه نمی كند ولی وقتی خبر شروع تورنمنت ششم را می شوند به واقعی بودن حرف بزرگ قبیله یقین پیدا می كند جولیا تصمیم می گیرد كه وارد تورنمنت شود و از اتحاد آنان جلوگیری نماید.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی جولیا چانگ،

امتياز : :: نتيجه : 3 امتياز توسط 10 نفر مجموع امتياز : 20
تعداد بازديد مطلب : 181


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 16:17

محل سكونت :آمریكا.

سبك مبارزه : هنرهای رزمی پیشرفته جیت كاندو!

شغل : دومین فرد از گروه جنگجویان Dojo.

سن :25

قد :177

وزن : 66 كیلو گرم!

گروه خونی : B

علاقه مندی : كارت اعتباری!

سرگرمی : خرید كردن!

متنفر از سوار شدن در ترك موتور پائول!

Forest Law پسر مارشا لاو است پدرش سعی دارد كه از او یك جنگنده بزرگ بسازد و جا پای پدرش بگذارد.

پدرش او را از شركت در همه مسابقات به غیر از مسابقات كه در باشگاهش صورت می گیرد ممنوع كرده بود.

مارشال گاهی اوقات دوست صمیمی خود یعنی پائول را می دید البته هر چند ماه یكبار. یك روز كه مارشال در حال بازدید از مراحل بازسازی ساختمان باشگاه بود پائول به محل زندگی آنها می آید پائول كه چشم مارشال را دور دیده بود به Forest پیشنهاد می كند كه به او آموزش بدهد و Forest می خواهد از پدرش برای این كار اجازه بگیرد اما پائول كه فردی لجباز است به او می گوید كه نیازی به این كار نیست و بر روی این موضوع پافشاری می كند و وقتی چشم مارشال را دور می بیند به او پیشنهاد می دهد كه در سومین تورنمنت ثبت نام نماید و به او گفت كه تو از پدرت بهتر مبارزه می كنی و تو در این مسابقات پیروز خواهی شد و از این حرف های گول زنك!و به او گفت كه تو روزی وارث مسابقاتی كه در باشگاه برگزار می شود خواهی شد و باید لیاقت خود را اثبات كنی و Forest هم كه در رگش خون استاد در جریان بود و ترغیب به این كار شده بود همچنین همیشه یك چیز او را ازار می داد وآن این بود كه فورست همیشه زیر سایه نام پدر بود و پدرش او را به عنوان یك مبارز كامل نمی شناخت بنابراین بدون اطلاع پدرش با پائول به مسابقات TEKKEN رفت و مارشال پس از اطلاع از این قضیه به شدت عصبانی شد.

 

Forest Law پس از Tekken tag tournament دیگر مشاهده نشد تا Tekken Tag 2!

 

 

 




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی فورست لاو، پسر مارشال لاو،

امتياز : :: نتيجه : 4 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 18
تعداد بازديد مطلب : 160


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 16:14

زافینا (به انگلیسی: Zafina)‏ برای اولین بار در تکن ۶ معرفی شد و در همه ی نسخه‌های بعدی تکن هم حضور داشت. او برای اولین بار در تریلر بازی تکن ۶، با آسوکا کازاما و جک - ۶ مبارزه کرد. او مدافع یک خانوادهٔ سلطنتی بود که توسط یک گروه مسلح، به شدت مورد حمله قرار گرفت.

زافینا به نظر می‌رسد که یک شخصیت سرد است. طرف مقابل زافینا قبل از مبارزه او رادتهدید کرده بود و به او گفته بود:"من به شما هشدار داده‌ام. این مبارزه برای شما گران تمام خواهد شد و باعث مرگ شما خواهد شد". اما با این حال به نظر می‌رسد که زافینا می‌خواهد زندگی حریف خود را نابود کند. زافینا به نظر می‌رسد یک ماموریت مهم دارد و آن از بین بردن دو ستاره ی دنیا یعنی جین کازاماو کازویا میشیما است. زافینا از مبارزه لذت می‌برد و به نظر می‌رسد پس از انجام هر حرکت در مبارزه کمی می‌خندد.

با توجه به اتحادیه ی زیستی اروپا، ملیت زافینا کشور هند است. با این حال ژاپنیها او را ژاپنی می‌دانند. با این حال زافینا برخی آیتم‌هایعربی (مانند پایین عربستان و موی عربی) از خود نشان می‌دهد و بسیاری از نام‌های حمله‌های او، ریشه‌های شرق میانه، از جمله نام‌های باستانی سومری، بابلی و دیگر خدایان بین النهرین (مثل انلیل، هارادا، اینانائی، تیامات و نامتار) دارد. با این حال کاتسوهیرو، تهیه کننده ی اجرائی تکن گفته‌است که:"او یک شخصیت زن از خاورمیانه است که با استفاده از هنرهای ترور باستانی مبارزه می‌کند".

بازی‌هایی که زافینا در آن‌ها بوده است؟

تکن ۶ در سال ۲۰۰۷ و تکن تگ تورنومنت ۲ در سال ۲۰۱۲.

تکن ۶

زافینا مدافع یک خانواده ی سلطنتی بود که توسط یک گروه مسلح، به شدت مورد حمله قرار گرفت. زافینا یک قدرت استثنایی معنوی دارد و از جوانی، یک جنگجو بوده‌است و برای حفاظت از قبر خانواده ی سلطنتی بزرگ شد. هنگامی که قبر خانواده یسلطنتی به شدت مورد حمل قرار گرفت، زافینا در پاسخ از خود دفاعی موفقیت آمیز کرد و از بزرگان خانواده ی سلطنتی خواست تا او را به عنوان تنها قاتل قبیله منصوب کنند.

زافیما در زندگی عمومی خود، قدرت‌های معنوی خود را به عنوان Astrologist استفاده می‌کند. شیطان پییگویی کرده‌است که زافینا ثروتمند خواهد شد و مورد تشویق خانواده ی سلطنتی قرار خواهد گرفت و بزرگان را هدایت خواهد کرد. بر اساس افسانه، زمانی که دو ستاره ی شوم دنیا یعنی جین کازاما و کازویا میشیما در تماس آیند، مهر و موم سحر و جادویی که برای قرن‌ها خانواده ی سلطنتی را محافظت می‌کرده‌است، شکسته می‌شود و دنیا پایان می‌یابد.

زافینا پس از شنیدن این وحی، به سمت شرق زمین راه افتاد، در آن جایی که آن دو ستاره ی شوم ملاقات می‌کنند. هدف زافینا این بود که قبل از هر گونه حادثه‌ای خطرناک که زمین را تهدید می‌کند، آن‌ها را متوقف کند.

فیلم در تکن ۶

زافینا در معبد آزآزل را شکست می‌دهد و به یک پیرمرد برخورد می‌کند که هندی بود. پیرمرد سر خود را تکان داد. پیرمرد معبد را ترک کرد و زافینا به معبد برگشت. سپس در پشت سرش بسته شد و همهٔ معبد فرو ریخت. هنوز هم معلوم نشده‌است که در معبد چه رخ داده‌است.

کمپین بین المللی حقوق بشر در سناریو

 

بر خلاف بیشتر شخصیت‌های تکن ۶، زافینا رئیس کمپین بین المللی حقوق بشر در سناریو شده‌است. در عوض، زافینا از هم پیمانانلارس الکساندرسون است و ریون (شخصیت تکن) بر ضد ارتش مبارزه می‌کند. بعد از این اتفاق‌ها زافینا به ویرانه‌های معبد که خانه ی آزآزل است می‌روند.

 

 




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی زافینیا،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 13 نفر مجموع امتياز : 41
تعداد بازديد مطلب : 185


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 16:11

كینگ1و2 (كینگ 1 به وسیله اوگر كشته شد)

ملیت : مکزیک     

اولین حضور : Tekken 1

شغل : (كینگ 1 : كشیش) (كینگ 2 : مسئول یتیم خانه)

سن : ( King 1 : TK 1 : 30 ) (  king 2 : TK 5 & 6 : 30)       

وضعیت دستها : راست دست (هردو)

سبك مبارزه : کشتی کج پیشرفته 

پروفایل :

كینگ 1 در تیكن 1 : كینگ ، كشیشی بود كه بسیار به خوبی علاقه داشت و همیشه دوست داشت یه یتیم خانه بزنه ناگهان خبری بهش میرسه مبنی بر تورنمنتی كه در صورت قهرمانی هر شخص مبلغ قابل توجه‌ای به او فرد میرسه. كینگ درنگ نمیكنه و برای تحقق آرزوش وارد تورنمنت اول میشه. در خلال تورنمنت او با آرمور كینگ رئیس یك قبیله مكزیكی كه در مكزیك در یك مسابقه دوستانه ازش شكست خورده بود آشنایی بهتری پیدا می‌كنه.

كینگ 1 در تیكن 2 : كینگ كه در تورنمنت 1 سوم شده بود و پول زیادی به نفر سوم نمیرسید پس از شنیدن شروع تورنمنت دوم برای فراموشی اتفاقی كه به صورت ناگهانی برای یكی از بچه‌های یتیم خانه افتاد به‌همراه آرمور كینگ كه اینبار به او آموزش هم میداد وارد تورنمنت شد. در خلال مسابقات كینگ یكی پس از دیگری حریفان رو از میان بر میداره و وقتی به آرمور میرسه با این همه كه دوست هم بودن آرمور بهش رحم نمیكنه و این بار هم شكستش میده.  كینگ كه خیلی نا امید شده بود در خیابان‌های ژاپن قدم میزد و باز یاد اتفاقی كه برای یكی از بچه‌های یتیم خانه افتاده بود می‌افته كه بر اثر اشتباه او مرده بود و باز در افسردگی بر او غلبه می‌كنه. در یكی از روزها كه كینگ در نزدیكی یتیم‌خانه بود متوجه اهریمنی به نام اوگر میشه كه در خلال آزمایشان در مكزیك آزاد شده بود و حالا می‌خواست یكی یكی قهرمانان و انسانهای خوب رو از بین ببره. كینگ برای دفاع از بچه‌های یتیم خانه كه در آنجا حاضر بودن با اوگر مبارزه میكنه ولی نمیتونه به او فائق بیاد و اوگركینگ 1 رو میكشه.

كینگ 2 در تیكن 3 : حدود 4 سال از اون اتفاق می‌گذشت كه خبر تورنمنت 3 به آرمور میرسه. آرمور وارد تورنمنت میشه و بسیار ناراحته كه كینگ دیگر در میان آنها نیست ولی در عین ناباوری با كسی مواجه میشه كه ماسك كینگ رو به صورتش زده و داره با كسی در تورنمنت میجنگه . آن كس كینگ 2 هستش كه یكی از بچه‌های پرورشگاه بود كه همیشه تمرین های كینگ 1 را تماشا میکرده و بعد از مرگ كینگ 1 ماسک اون را میزاره و بجاش میاد تا هم انتقام كینگ 1 رو از اوگر بگیره هم مخارج یتیم خانه رو تأمین كنه. آرمور كینگ هم از كینگ جدید مانند كینگ قبلی خوشش میاد و تعلیمش میده.

كینگ 2 در تیكن 4 : كینگ كه بسیار جوان بود و تجربه‌ای نداشت در تورنمنت 3 موفقیت چندانی به دست نمیاره و اوگر هم به دست جین كشته میشه و كینگ خوشحال از نابودی اوگر به خانه بر میگرده. روزها میگذره و خبر شروع تورنمنت 4 به كینگ میرسه. از طرفی خرج یتیم خونه كه كمرشكن بوده كینگ رو مجاب میكنه تا وارد تورنمنت چهارم بشه. در خلال تورنمنت مبارزی قدرتمند استاد كینگ رو به مبارزه فرا میخونه. بعد از مبارزه خبر به كینگ میرسه كه آرمور (آك) به طرز عجیبی ظاهرا كشته میشه. كینگ خشمگین از این موضوع به دنبال قاتل آك میوفته و متوجه میشه كه او شخص كریك مرداك هستش و در مبارزه‌ای او را سخت مجروح و به فرض كشته شدن كریگ ، او را رها میكنه و انتقام استادش رو میگیره.

كینگ 2 در تیكن 5 : بعد از اینکه کریگ مرداک را در تورنمنت قبلی شکست داد میفهمه كه كریگ هنوز زندست و در بیمارستان بستری می‌باشد. برای گرفتن انتقام استاد خود به بیمارستان محل بستری مرداک رفت تا او را بکشد و کار را یک سره کند ولی هنگامی که بر بالین مرداک حاضر شد دریافت که آتش انتقام او فرو نشسته و از کشتن او منصرف شد. بعد ها خبر رسید که مرداک یک ماسک از پلنگ به چهره زده و او را به مبارزه فرا خوانده است . کینگ با خود گفت اجازه نخواهم داد تا نام استادم بی آبرو شود و تصمیم به شرکت در تورنمت پنجم گرفت تا با مرداک مبارزه کند و به صورت جوانمردانه انتقام آك رو بگیره.

 

كینگ 2 در تیكن 6 : در جریان مسابقات تورنمنت پنجم كینگ درمیابه كه كریگ از قصد آرمور رو نكشته و در مسابقه‌ای هر دو از مسابقه‌ با هم اجتناب میكنند. كریگ هم از این فرصت استفاده میكنه و با كینگ دوستی عمیقی رو آغاز میكنه. در انتهای تورنومنت قبلی كینگ باخبر شد كه به كریگ حمله شده. كینگ از این خشمگین بود كه كسی كه به كریگ حمله كرده ماسك آرمور رو داشته در حالی كه خلال تورنمنت پنجم هم كسی با این ماسك بود. كینگ در میابه كه اگر آك زنده بود به سراغ او میامد و باز با او دوستی میكرد. كینگ تصمیم گرفته بود تا از هویت اصلی كسی كه به كریگ حمله كرده بود خبردارشود. درهمان هنگام كینگ از اغاز شدن تورنمنت 6 خبردارشد و تصمیم گرفت به همراه كریگ مرداك وارده تورنومنت ششم شود و پرده از این راز بردارد.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی کینگ 1 و 2،

امتياز : :: نتيجه : 4 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 19
تعداد بازديد مطلب : 218


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 15:59

نام : Steve Fox

ملیت : انگلستان

محل سكونت :آمریكا

سبك مبارزه : بوكس حرفه ای

شغل : بی كار

رنگ چشم : آبی

 

او در یك آزمایشگاه تولید شده و مادر او Nina Williams می باشد او را از DNA * نینا ساخته اند.

نینا پس از ترور ناموفق Kazuya Mishima, Heihachi Mishima از او در تحقیقات آزمایشگاهی از بدن خود استفاده می كنند و به مدتی طولانی بدنش را منجمد می كنند.

او در این آزمایشات باردار می شود و استیو را به دنیا می آرود.استیو به قهرمانی بدون شكست تبدیل می شود او با سازمان مافیا وارد مبارزه می شود و پس از این درگیری او ناپدید می شود (نه بابا كار اوگر نیست!)مافیا برای اینكه از او گذشته ی او اطلاعات كسب كنند به دنبال او می گردد و از او در آمریكا ردی پیدا می كنند مافیایی ها هم كه ول كن نیستند (سمج!)او را پیدا می كنند ولی نمی توانند از گذشته ی او چیزی كشف كنند چون خود او هم از گذشته اش چیزی به یاد نداشت.

در در چهارمین تورنمنت وارد شد تا قدرت خود را به رخ دیگران بكشد او در این تورنمنت متوجه می شود كه نینا مادرش است در طول مسابقات او با Lei Wulong آشنا می شود .

دو ماه بعد كه پنجمین دور از مسابقات شروع می شود و این بار عزمش را برای نابودی مركز تحقیقاتی زی باتسو جزم كرده تا دیگری فردی مثل او را نسازند و تا در آینده رقیب او شود(چه تفكرات عمیقی!)

او در این دوره از مسابقات هیچ پیروزی كسب نكرد ولی در عوض نتایج مركز تحقیقاتی را از بین برد و خیالش تا مدتی راحت شد!

استیو مایل بود كه در مسابقات مشت زنی شركت كند ولی هیچ كسی باقی نمانده بود كه او را شكست بدهد و سایرین تا می شنیدند كه استیو وارد مسابقات مشت زنی شده فرار را بر قرار ترجیح می دادند!

استیو كه فقط مشت زنی بلد بود و با راه و رسم تجارات آشنایی نداشت و در نتیجه او افسرده شد و گوشه نشینی اختیار كرد.

به زودی او دعوتی از سوی مارشال و پائول دریافت می كند و در آن نامه از او دعوت می كنند كه پیش آنها برود و با آنها تمرین كند.

استیو هم كه منتظر چنین فرصتی بود كه به غیر از مشت زنی ورزش های دیگر را هم یاد بگیرد و مشتاقانه نزد آنها رفت.

 

آنها با تشكیل گروه سه نفری می خواستند تا شانس پیروزی خود را در ششمین تورنمنت بالا ببرند و با هم به سوی تورنمنت ششم راهی شدند.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی استیو فاکس،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 33
تعداد بازديد مطلب : 134


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 14:38

محل سكونت :آمریكا.

سبك مبارزه : جیت کان دو .

شغل : می خواهد یك باشگاه احداث كند!

 

Marshall Law یك دو رگه می باشد كه یك رگه او چینی و رگه دیگر او آمریكایی می باشد.

او تقریباً با اكثر سبك ها آشنایی دارد و از آنها در مبارزاتش استفاده می كند همانطور كه جیت كان دو گلچینی از بهترین حركات و ضربات هنرهایی رزمی می باشد كه توسط استاد بزرگ بروسلی جمع آوری شده و با اندكی تغییرات به سبكی جدید به وجود آورد و نام آن را جیت كان دو نام نهاد.

او دوست صمیمی پائول فنیكس می باشد كه با او در تیكن 1 و 2 آشنا شد و پس از عدم حضور در تیكن 3 و Tekken tag tournament در تمامی نسخه ها حضوری پرشور داشت!او پدر Forest Law می باشد.

او برای این در مسابقات King of Iron Fist شركت كرد تا پولی بدست بیاورد و با آن پول مسابقاتی كه آرزوی برگزاری اش را داشت یعنی مسابقات باشگاهی را.

گرچه او در این مسابقات نتیجه نگرفت ولی به خاطر سرعت بالایی كه داشت به او مقداری جایزه دادند و برای او همین جایزه كافی بود تا مسابقات باشگاهی را با ساختن باشگاهش شروع كند.

و در آخر او با Mrs. Law ازدواج می كند.

او پس از تیكن1 می رود تا باشگاه خود را تأسیس كند ولی Baek Doo San تكواندو كار در نبود او به باشگاهش حمله می كند و شاگردان او را نابود می كند و او برای انتقام گرفتن وارد دومین تورنمنت تیكن 2 می شود.

می گم همیشه كاراته كار ها با كنگ فو كارها درگیری داشتن اینجا شده باتكواندو كار ها!(دلیلش هم اینه كه این بازی را ژاپنی ها ساخته اند)البته همگی عددی نیستند!!! راست می گم دیگه!مارشال كه یك آدم اعصاب خورده به بیك می گه مردی بیا تورنمنت دوم تا حالیت كنم اونم فكر كرده كه كنگ فو كار جماعت هم مثل بقیه عددی نیستن ولی وقتی كه با مارشال مبارزه می كنه توسط مارشال له و لورده می شه و تا آخر عمرش ادب می شه و می گه كه دیگه از این جسارتا نمی كنم هرگز... هرگز!!!

او قبل از اینكه باشگاه خود را تأسیس كند یك رستوران زنجیره ای در ژاپن باز می كند تا از این راه سریعتر به پول كافی برسد ولی در این راه هم شكست می خورد و در حال بازگشت به آمریكا می باشد كه ناقوس مسابقات King of Iron Fist به صدا در می آید و او برای خروج از این بحران وارد تیكن 4 می شود.

او در آخر در این مسابقات شكست می خورد و در نتیجه به آشپزی می پردازد اما این بار به عنوان یك كارگر در یك رستوران ژاپنی استخدام می شود و كار شستن ظرف ها را به عهد دارد (جیگرم كباب شد!)قبل از شروع مسابقات تیكن 5 به او تلفنی از طرف همسرش می شود و به او می گوید كه فرزندشان Forest با موتور پائول تصادف كرده و نیاز به پول زیادی برای درمان دارد و مارشال هم باید پول هنگفتی بابت هزینه درمان بپردازد ؛ مارشال به این نتیجه رسید که بهترین کار برای بدست آوردن پول ، شرکت در تورنمنت پنجم و برنده شدن می باشد.

در اواسط تورنمنت پنجم بود كه فاش شد مارشال به طور غیر قانونی وارد ژاپن شده و به همین خاطر سریعاً او را از ادامه مسابقه منع كردند و در نتیجه دوباره به كشورش آمریكا بازگشت.

ولی چه سود؟پسرش همچنان به درمان نیاز داشت و او هم پولی برای این كار نداشت و بسیار در تنگنا بود دوستش پائول برای جور كردن این پول به او پیشنهاد نی دهد تا یك نفر دیگر را هم به خود اضافه كنند تا سه نفری به تورنمنت ششم بروند و مارشال هم چراغ سبز را نشان داد و با این ایده موافقت كرد و پس از مدتی او Steve Fox مشت زن را برای عضویت در گروه شان دعوت كرد.

 

و او با امید پیروزی در تورنمنت ششم وارد این دوره از مسابقات شد تا بتواند مخارج فرزند عزیزش را بپردازد پائول و استیو او را در این راه پشتیبانی می كردند تا شاید به پیروزی دست یابد البته اگه این جین بذاره!





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی مارشال لاو،

امتياز : :: نتيجه : 3 امتياز توسط 6 نفر مجموع امتياز : 13
تعداد بازديد مطلب : 184


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 14:20

لی لی

ملیت : فرانسه

اولین حضور : Tekken 5

سن : (TK 5 : 16)

وضعیت دستها : چپ دست

 

پروفایل : لیلی تنها دختر یک خانواده پولدار (صاحب یک شرکت نفتی) در موناکو فرانسه بود...در چهار سال قبل یعنی زمانی که لیلی فقط 12 سال داشت توسط قاچاقچیان کودک مورد حمله قرار گرفت.لیلی بشدت خشمگین شد و با قدرتی كه داشت همه را نابود كرد. لیلی فهمید که اینکار برایش لذت بخشه.ولی در وجود لیلی یک شخصیت جنتلمن حضور داشت نه یک مبارز خیابانی . خواست تا موضوع رو با پدرش درمیان بزاره ولی میدونست که پدرش با اون موافق نیست و شرکت در مبارزات (اونم از نوع خیابانی) رو قبول نمیکنه.لیلی با خودش گفت من نمیخوام پدر از من ناراضی باشه ولی مبارزه رو نمیتونم کنار بزارم. لیلی برای اینکه پدرش متوجه نشه با هواپیمای جت خصوصی خودش به جاهای مختلف سفر و در مسابقات رزمی خیابانی شرکت میکرد . لیلی در تیكن 5 : در یکی از مبارزاتی که در سانفرانسیکو داشت خبری در مورد شروع مسابقات(پادشاه مشت آهنین)تیکن 5 شنید . بعد از کمی تحقیق فهمید که اسپانسر مسابقه کمپانی میشیماست ...یعنی همون شرکتی که درد سرها زیادی برای پدرش درست کرده بود...همین باعث شد تا لیلی بتونه پدرش رو تحت فشار بزاره تا اجازه شرکت لیلی رو در تورنمنت صادر کنه . لیلی با سباستین ازدواج میکنه. لیلی در تیکن 6 : لیلی در مسابقه ای كه بدون اجازه پدرش كه در سفر بود از آسوکا شکست می‌خوره. وقتی پدرش از موضوع با خبر شد اونو از شرکت در مسابقه و کینه جوی منع کرد. تا اینکه یک روز زمین های نقتی پدرش تحت کنترل میشیما زایباتسو قرار گرفت و پدرش اعتبارشو از دست داد. تا اینکه خبر برگذاری تورنومنت 6 اعلام شد.لیلی فکر کرد اگه تو این تورنومنت شرکت کنه و بتونه توش برنده شه و جایزه رو ببره می تونه به پدرش کمک بزرگی کرده باشه و زمین های اونو پس بگیره به همین دلیل پا به تورنومنت 6 گذاشت.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی لی لی،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 9 نفر مجموع امتياز : 35
تعداد بازديد مطلب : 152


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 14:4

محل سكونت :آمریكا.

سبك مبارزه : جودو.

گروه خونی : o

شغل : بی كار.

سرگرمی : موتور سواری.

علاقه مندی : پیتزا!

متنفر از اتوبان های ژاپن!

پائول یك مربی جودو و یكی از دوستان خانوادگی مارشال است.او جودو و كاراته را با هم مخلوط كرده و یك سبك جدیدی را ارائه نمود او در این سبك من درآرودی اش بسیار پیشرفت می كندو شهرت فراوانی بدست می آورد او كه دیگر در كشورش آمریكا حریفی نداشت به سفر به كشور ها مختلف می پردازد تا بتواند حریفی قدر پیدا كند و با او به مبارزه بپردازد او در همین مسافرت ها بود كه نام كازویا را شنید و او برای مسابقه دادن با او رهسپار ژاپن شد و در آنجا خبر دار شد كه اگر می خواهد با كازویا روبرو بشود باید در مسابقات تیكن كه به اصطلاحKing of Iron Fist گفته می شود شركت كند و او هم بسیار از این موضوع خوشحال شد چون علاوه بر كازویا با حریفان دیگری هم رو برو می شد و او با امید مبارزه با كازویا و سایرین وارد این مسابقات شد.

ولی هر گاه كه او می خواست با كازویا روبرو شود اتفاقاتی جزئی و به عبارتی مسخره مانع می شدند مثلاً او در دومین تورنمنت هنگامی كه می خواست با كازویا مبارزه كند در ترافیك گیر افتاد و به موقع به مسابقات نرسید!

قهرمان دوران بچگی پائول شخصی بود به نام Willy Williams. وقتی پائول فهمید كه امكان حضور ویلی در تورنمنت دوم وجود داره بدون اتلاف وقت در تورنمنت دوم ثبت نام كرد و وارد تورنمنت دوم شد ولی او ر در این مسابقات ندید ...عجب!

پائول در سومین تورنمنت عزمش را جذم كزد تا در مسابقات پیروز شود و فاتح مسابقات تیكن شود او در تیكن 3 بسیار خوش درخشید و تمامی حریفان را شكست داد و در آخر هم با اوگر مبارزه كرد و او را شكست داد و پائول هم بی خبر از اینكه اوگر هنوز نمرده با خوشحالی و البته با جایزه ای كه نصیبش شده بود به كشورش باز گشت و با آن پول باشگاهی تأسیس كرد تا سبك خود را آموزش دهد و سایرین كه از پیروزی او خبر داشتند به سمت او شتافتند تا اصول مبارزه را یاد بگیرند ولی پائول كه یك آدم اعصاب خورد بود به سختی و خشونت آموزش می داد و این باعث شد كه كسی به طرف او نرود و در نتیجه ورشكست شد! همانطور كه در داستان هم ذكر كردم اوگر در راند دوم با قدرتی بیشتر ظاهر میشود ولی این بار با جین روبرو می شود و از او شكست می خورد .

او پس از اینكه از این موضوع اطلاع پیدا كرد بسیار خشمگین شد گر چه همگان او را به عنوان فرد اول تیكن 3 می شناختند ولی باز هم او از این پیش آمد راضی نبود و با قدرت و عصبانیت بیشتر وارد تورنمنت چهارم شد.

او پس از حضور در تیكن 4 متوجه شد كه كازویا هم در این دور شركت دارد و او می توانست پس از بیست سال با فردی كه می خواست مبارزه كند روبرو شود و به این ترتیب سخت مشغول تمرین شد

او در این مسابقات با دوستش مارشال روبرو می شود و مارشال كه از قدرت پائول با خبر بود از او می خواهد كه اجازه بدهد كه بالا برود تا با پولی كه می برد قرض هایش را پرداخت كند ولی پائول كه تنها با هدف پیروزی وارد میدان شده بود درخواست او را رد می كند و پس از شكست او بالای سر مارشال می رود و می گوید كه من باید پیروز بشوم ولی جایزه را پس از پیروزی به تو می دهم.

به هر حال او با كازویا روبرو شد و در حال مبارزه با او بود كه Kuma از مبارزه بین او و كازویا جلو گیری می كند ومانع مبارزه پائول با كازویا می شود و در نتیجه پائول هم با عصبانیت با كوما به مبارزه مشغول می شود ولی از او شكست می خورد ولی او دلیل ممانعت كوما از این كار را درك نكرد.

كوما می خواست به او بفهماند كه مبارزه كردن یك هنر است نه یك وحشی گری و خشونت .

او با خستگی به كشورش بازگشت و پس از مدتی كه سلامتی خود را بازیافت سخت مشغول تمرین كردن شد و واقعاً هم در این را پیشرفت كرد و او سخت ترین مبارز در جهان شد.

او در تورنمنت پنجم با كوما روبرو شد او در حالی كه منظور كوما را از جلوگیری مبارزه با كازویا را فهمیده بود ولی با این وجود عصبانی بود و با سختی كوما را هم شكست می دهد و با خستگی به مرحله بعدی می رود ولی در آخر شكست می خورد و با كوله باری از قرض و قوله به كشور باز می گردد!

او به دنبال راه چاره ای می گردد تا در این مسابقات پیروز شود تا بتواند بدهی هایش را پرداخت كند او نزد مارشال می رود و به او پیشنهاد می دهد كه یك نفر دیگر را هم به گروه مان اضافه كنیم تا شانس برنده شدنمان بیشتر شود و مارشال هم از این فكر استقبال می كند و استیو را پیشنهاد می دهد.

 

چه شود!





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی پائول فینکس،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 10 نفر مجموع امتياز : 27
تعداد بازديد مطلب : 202


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 14:2

Lei Wulong 

ملیت : چین ، اولین حضور : Tekken 2

سن : (TK 5 & 6 : 47) ، وضعیت دستها : راست دست

سبك مبارزه : 5 سبك از هنرهای رزمی و Kung Fu ، گروه خونی : A

شغل : پلیس هنگ كنگ ، سرگرمی : تماشای فیلم و چرت زدن

علاقمندی : محصولات سونی ، متنفر از : جرم و جنایت

پروفایل :

لی یكی ازبهترین افسران نیروی پلیس هنگ كنگ بود كه در مأموریت های بیشماری موفق شده بود واز این رو جایگاهی ویژه ای درپلیس هنگ كنگ میان همكارانش دارا بود.لی درزمینه هنرهای رزمی مبازی قابل بود.

لی در تیکن 2 : لی دریكی ازاین مأموریت ها كه مربوط به مافیابودهمكارش را از دست داد.او بعدازمرگ همكارش جستجو را برای پیدا كردن قاتل همكارش اغازكرد.درطی این جستجواوبه شخصی رسید كه ممكن بود درمرگ همكارش دست داشته باشد ویا اطلاعاتی دراین مورد داشته باشد.آن شخص كسی نبود جز كازویا میشیما.لی به قصد دستگیری كازویا وارد تورنمنت دوم شد.

لی در تیكن 3 : لی بعد از انكه درتورنمنت دوم درمقابل مبارزی به نام بروس اروین(Bruce Irvin)شكست خورد ودر دستگیری كازویا ناكام ماند دوباره مشغول زندگی روزمره در نیروی پلیس هنگ كنگ شد.سالها گذشت لی كه دراستانه 45 سالگی بود همچنان پلیسی موفق بود وخاطره گذشته اورا آزارمی داد تا اینكه روزی به اودستورداد شد تا درباره هدف از برگزاری تورنمنت سوم اطلاعاتی كسب كند وهیهاچی میشیما را هم دستگیر كند.بدین ترتیب لی واردتورنمنت سوم شد.

لی در تیكن 4 : لی بعد ازتورنمنت سوم مدتی را صرف استراحت و نامزدخودكرد.به مرور زمان لی دوباره غرق دركارخودشد.لی دراین زما ن در میان همكارانش مخالفانی پیدا كرد.لی انقدردركارهای نیروی پلیس غرق شد تا نامزدش كه از وضع موجود خسته شده اوراترك می كنه.بعد از این اتفاق لی بسیار افسرده می شه ودریكی ازعملیتهای پلیس كه مدتها برایش وقت صرف شده بودواهمیت زیادی داشت شركت می كند.درطول عملیات لی با اشتباهش باعث شكست عملیات می شود.مخالفان وی لی را تنها علت شكست عملیات جلوه می دهند.فرمانده پلیس هنگ كنگ هم لی را معلق می كند.به دنبال این وقایع لی افسرده تر از قبل در خیابان ها به پرسه زنی مشغول می شه تا اینكه براثر اتفاق خبربرگزاری تورنمنت چهارم به لی میرسه.لی با انگیزه برای نشان دادن توانایی های خود وفراموش كردن گذشته وارد تورنمنت چهارم می شود .

لی در تیكن 6 : در پیه تعقیب و گریز فنگ ویی برای جنایتی كه مرتكب شده بود, ارتش لی را به ژاپن فرستاد. وقتی تعقیب فنگ با ناموفقیت انجام شد, لی ناگزیر به هنگ كنگ بازگشت.

 

در آن طرف با وجود آشفتگی و آشوب هایی كه به طور مكرر در چین ایجاد شده بود لی صبر خود را از دست داد. لی میدانست كه دلیل اصلی تمام این اشوب ها به سبب میشیما زایباتسو هست. به قصد دستگیر كردن جین كازاما او وارده تورنومنت 6شم شد.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی لی وولانگ،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 6 نفر مجموع امتياز : 20
تعداد بازديد مطلب : 187


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:58

محل سكونت :ایرلند.
سبك مبارزه : آی كیدو
گروه خونی : A
شغل : بی كار .او ترك تحصیل كرده.
علاقه مندی : شستشوی حافظه ی نینا ،مسافرت و كارتون تام و جری!
متنفر از نینا.

او در تمامی شیوه ها توسط خواهرش نینا می باشد.او نینا را به سرقت كفشش متهم می كند !
آنا تمامی sub- bosses تیكن را كه نینا هم جزء آنهاست دوست دارد ولی در برابر آنها تسلیم نمی شود .
در تیكن 1 نینا برای ترور كازویا اجیر شد تا در طی مسابقات او را بكشد اما كازویا محافظان زیادی داشت كه یكی از این محافظ هم آنا بود و دیگر هم Bruce Irvin .
آنا سعی می كند كه نینا را از این كار بازدارد و مانع كشتن كازویا شود و در آخر نینا موفق به ترور كازویا نمی شود و توسط افراد زی باتسو دستگیر می شود و او را به نزد Boskonovitch می برند تا در تحقیقاتش از او استفاده كند.
پس از آنكه نینا را برای آزمایش می برند آنا هم داوطلبانه حاضر می شود كه به همراه نینا در این آزمایش شركت كند در این آزمایش بدن هر دوی آنها را منجمد می كنند و دلیل این كار مبهم باقی مانده .
نینا پس از 19 سال از انجماد بیرون می آید پس از بازگشت او دومین تورنمنت شروع شده و همچنین اوگر هم بیدار شده بود .اینبار او از طرف زی باتسو اجیر می شود كه جین را ترور بكند .
مطابق درخواست آنا او هم پس از بیدار شدن نینا البته كمی دیرتر از او حدود چهار سال! او هم به زندگی عادی برگشت.
نینا در طی انجماد كمی از گذشته اش در اثر انجماد فراموش كرده بود و آنا هم به این موضوع پی می برد و تلاش می كند كه حافظه ی او را تغییر بدهد و او را از عملیات تروریستانه اش منع نماید.
او تصمیم می گیرد كه با نینا بیشتر ملاقات كند و حافظه ی او را به مرور عوض كند ولی نینا هنوز همان تنفر را از او دارد و با او دشمنی می كند چون او را مقصر مرگ پدرشان می داند.آنا هم مقابله به مثل می كند و از او ظاهراً بدش می آید ولی در باطل او را دوست دارد!(پترس فداكار!)
دو خواهر در تیكن 5 حضور خوبی دارند و بر روی این دو كاركتر خوب كار شده.در تیكن پنج آنا به دوست نینا حسادت می كند و دشمنی خود را به صورت جدی با او آغاز می كند.
در طی تورنمنت پنجم با هم روبرو می شوند و آنا از نینا شكست می خورد و آنا در صدد انتقام بر می آید ولی نینا مخفی می شود.
آنا بنا به شایعاتی می شنود كه نینا به ارتش جین پیوسته و برای زای باتسو خدمت می كند او هم برای گرفتن انتقام به سمت رقیب دیرینه ی زای باتسو یعنی شركت جی می رود.

گیم دیلی او را در رده ی هفتم برترین كاركترهای زن قرار داده.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی آنا ویلیامز،

امتياز : :: نتيجه : 1 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 46
تعداد بازديد مطلب : 226


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:54

محل سكونت :برزیل.
سبك مبارزه : Capoeira
قد : 188
وزن : 75
گروه خونی : B
شغل : بیكار.
سرگرمی : رهبری تمرین.
علاقه مندی : قدرت.
متنفر از ضعف.

او اولین بار در تیكن 3 ظاهر شد اگر چه او یك شركت كننده واقعی در تیكن 4 نیست.
ادی در یكی از اصیل ترین خانواده های برزیل به دنیا آمد و او یك روز حرفه ی خانوادگیشان را دنبال خواهد كرد.
سایرین او را بسیار دوست داشتند زیرا او با همه یكسان رفتار می كرد و تفاوتی بین فقیر و غنی قائل نبود(ای برادر سیرت زیبا بیار)او 19 ساله بود و از مدرسه به خانه شان می رفت وقتی كه به خانه می رسد می بیند كه پدرش را با ضربه گلوله مجروح كرده اند و نفس های آخر را می كشد.پدر ادی در این دو هفته اخیر سعی كرده بود كه اتحادیه داروسازی را كه خلاف های زیادی مرتكب می شدند را متلاشی كند و مدارك كافی برای این كار آنان پیدا كرده بود كه این مرگ بی موقع اش مانع از این كار شد.او آخرین حرفی كه به ادی می زند این است:اكنون زمان جنگ به صورت مستقیم نیست.
و تو به دروغ به قتل من اعتراف كن تا در امان بمانی وگرنه تو را هم می كشند و تنها جایی كه در امان هستی زندان است.
ادی به عنوان قاتل به زندان رفت و با درست زندگی كردن خداحافظی كرد.
زندگی در زندان برای او جهنم بود و او در آنجا هیچ كاری برای پیدا كردن قاتل پدرش انجام نداد چون او چیزی از جنگیدن بلد نبود .
او در طی یك آشوب می بیند كه یك پیرمرد با زندانیان درگیر شده و با آنان به سبك Capoeira مبارزه می كند و تمامی آنها را شكست می دهد او كه پیرمرد را دید اینگونه مبارزه می كند به سمت او جلب شد و آن پیرمرد به او این ورزش را یاد داد طی 8 سال تمرین كردن ادی اكنون به سلاحی مهلك بدل شده بود!
روزی ادی خبری از مسابقات تیكن 3شنید كه توسط گروه مالی می شیما MFE پشتیبانی می شد او تصمیم گرفت كه وارد این مسابقا بشود و MFE را متقائد كند كه به او در گرفتن انتقام پدرش متقاعد كند.
او كه به خاطر گرفتن انتقام از قاتل پدرش كه كازویا بود وارد تورنمنت چهارم شد و به عنوان یك مبارز واقعی كاری در آنجا نكرد و در طی مسابقات ناپدید می شود.و پس از آن نوه استادش ChristieMonteiro وارد تورنمنت چهارم می شود تا ادی را پیدا كند و این تنها سر نخ بود.
ادی پس از تورنمنت چهارم متوجه می شود كه استادش به شدت مریض شده و تنها تا شش ماه می تواند زنده بماند و تنها راه علاج او در می شیما زی باتسو بود و ادی برای پیدا كردن این دارو به همراه ChristieMonteiro وارد تورنمنت پنجم شد.
او در تورنمنت پنجم به تنهایی با جین كازاما صحبت كرد جین به او گفت كه مخارج استادش را به همراه راه درمان به او خواهد داد تا زندگی استادش را حفظ نماید.البته به شرط اینكه ادی با او همكاری كند و ادی به خاطر استادش با زی باتسو همراه می شود گر چه می داند كه كار او اشتباه است ولی مجبور است و در تورنمنت ششم برای همكاری با جین برای نابودی شركت جی شركت می كند.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی ادی گوردو،

امتياز : :: نتيجه : 3 امتياز توسط 6 نفر مجموع امتياز : 8
تعداد بازديد مطلب : 144


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:53

آلیسا بوسکنویچ (به انگلیسیAlisa Bosconovitch) (بهژاپنیアリサ・ボスコノビッチ) یک شخصیت است که در تکن ۶ ظاهر شده‌است. او اندیشه ایجاد شده توسط دکتر Bosconovitch است که می‌تواند با جوانه جت مانند بال که در پشت او قرار دارد، موقع دعوا پرواز کمی پرواز کند؛ می‌تواند با جوانه اره که سلاح جنگ او محسوب می‌شود، با دیگران دعوا کند و می‌تواند در طول حرکت سر خود را کاملا حذف کند. او دارای موهای صورتی و چشمانی سبز است. لباس او شامل کفش‌های سفید، جوراب‌های سیاه و سفید، یک لباس ارغوانی و صورتی که به دامن می‌رسد، سینه بند او مانند دو رشته دور گردن او پوشش داده شده‌است، دو دستکش سفید که دست‌هایش را پوشش داده‌است، دو دستکش بنفش از ساعد دست تا نرم ترین قسمت دست می‌رسد و هم چنین دو گل سفید در موهای ا در سمت راست تعبیه شده‌است.

لباس دوم او شامل کفش‌های قرمز، جوراب سفید، یک لباس قرمز با دو راه راه سفید، یک مدال طلا و یک مدال سفید در زیر بلوز سفید آستین کوتاه و دستبندهای سفید در اطراف دست او است.

سبک مبارزه آلیسا سنبل رقص است که شبیه به سبک مبارزه امیلی لیلی است. شعار آلیسا این است:" ازدواج فولادی است که از یک خواب طولانی بیدار شده‌است ". Katsuhiro Harada، توسعه تکن و تهیه کننده اجرائی تکن ۶، او را به عنوان " یک ربات ایجاد شده در تصویر دختر دکتر Bosconovitch " می داند. با این حال، نوشته‌های مجله خود را در کمپین بین المللی حقوق بشر، این مفهوم را می رساند که بخشی از او ممکن است انسان باشد.

 

بر خلاف بسیاری از ربات‌ها، آلیسا دارای احساسات است. او فردی بسیار مهربان است. او به شیوه‌ای مودبانه صحبت می‌کند و نسبت به احساسات دیگران حساس است. او هم چنین ارزش‌های خانواده را می داند. او نمی‌خواهد با دشمنانش مبارزه کند و به آن‌ها آسیب بزند. بدیهی است، که او بسیار هوشمند است، که اغلب با اصطلاحات فنی صحبت می‌کند. در برخی از مواقع، زمانی که مردم به او می گویند که او یک ربات است، او این حقیقت را رد می‌کند و اصرار دارد که یک انسان است.




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی آلیسا باسکونوویچ،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 11
تعداد بازديد مطلب : 137


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:51

Lee Chaolan

محل سكونت :

سبك مبارزه : كنگ فو ،ووشو ،كاراته ،جودو ، جیت كاندو.

متنفر از كازویا.

او پسر خوانده هی هاچی و برادر ناتنی كازویا می باشد.پدر مادر لی هنگامی كه او بچه بود او را رها كرده بودند و او در خیابان ها زندگی می كرد .

طی سفرهای متعددی كه هی هاچی به كشورهای مختلف داشت می بیند كه پسری جوان بسیار جالب و حیرت انگیز مبارزه می كند در حالی كه هوز سنی ندارد و چشم هی هاچی او را می گیرد و باعث می شود كه او را نزد خود بیاورد و از او مبارزی بزرگ بسازد و اهداف شوم خود را راحت تر عملی سازد!

بنابر این او را با خود به ژاپن برد تا به او به صورت پیشرفته آموزش بدهد همچنین یك حریفی برای پسرش كازویا باشد و از اینكه به كازویا چندان امیدوار نبود و می خواست كه وارث آینده زیباتسو فردی قدرتمند باشد.

بنابر این او برای راحتی كار لی را به آمریكا نزد مارشال می فرستد تا او را تحت تعلیم خود آموزش دهد و خود بهتر به كارهای زی باتسو رسیدگی كند.

در زمانی كه لی تحت تعلیم مارشال و لی بود كازویا توسط هی هاچی سبك كاراته می شیما را آموزش می دید از آنجا كه مارشال و پائول دو سبك متفاوت را به او آموزش می دادند و خود آنها هم چند سبك را تلفیق كرده بودند موجب شد تا لی در چند سبك مهارت پیدا كند و به مبارزی قابل تبدیل شود.

هنگامی كه لی به زی باتسو باز می گردد از هی هاچی می خواهد كه با برادرش كازو مبارزه نماید ولی كازویا او را تحقیر كرد.

لی برای بدست آوردن زی باتسو همراه با پائول و مارشال وارد تورنمنت دوم می شود ولی شكست می خورد و در پایان تورنمنت لی توسط هی هاچی ترد می شود به همین خاطر منزوی می شود و به باهاما می رود و در آنجا به تجارت مشغول می شود.و با یك شركت روبات شناسی آشنا می شود و اقدام به خرید سهام در آن می كند.

قبل از شروع King of Iron Fist Tournament 3 لی ظاهراً یكی از افرادی است كه مورد حمله اوگر قرار می گیرد بنابراین او تورنمنت سوم را از دست می دهد ولی در تیكن چهار و تیكن 5 حضور پیدا می كند كه نشان دهنده این است كه او از حمله اوگر سالم مانده.

او هنگامی كه وارد تورنمنت چهارم می شود یك بازرگان موفق می باشد وی حالا صاحب یك شركت بزرگ روبوت شناسی می باشد و با خیال راحت به زندگی خود ادامه می دهد او پس از مدتی متوجه می شود كه شركت G كه كارخانه روبوت سازی متعلق به آن است دارد سهام خود را به قیمتی ارزان می فروشد و او علت این اقدام را جویا می شود و می فهمد كه به دلیل حمله ارتش تیكن فورس به آنجا قیمت سهام این شركت كاهش یافته بنابراین او سهام شركت جی را هم خریداری می كند و با استفاده از قدرت این شركت انتقام خود را از خانواده می شیما بگیرد.

او برای عملی كردن هدف خود در تورنمنت چهارم با اسم مستعار و با تغییر قیافه شركت می كند.

او با یك عینك آفتابی و تبدیل موهای نقره ای به بنفش با نام مستعار Violet وارد تورنمنت می شود.

او در اواخر تورنمنت با كازویا كه توسط شركت خودش به قدرت رسیده بود شكست سختی می خورد.

پس از مرگ هی هاچی آشفتگی زیادی به وجود آمد و می خواست كه از این آشفتگی استفاده كند و زی باتسو را تصاحب نماید ولی با رقیب سرسختی روبرو شد رقیبی كه از او شكست خورده بود بله دوباره كازویا صاحب زی باتسو شده بود.

مدتی بعد كه حدود دو ماه شد تورنمنت پنجم شروع شد و لی هم فرصت را غنیمت شمرده و سریع وارد دور پنجم شد.

در حالی كه فكر می كرد این تورنمنت توسط كازویا شروع شده ولی در اشتباه بود پس از مدتی می فهمد كه جی پانچی مسئول برگزاری مسابقات است بنابراین از هدف خود منصرف می شود و به Bahama باز می گردد.

 

او در باهاما زندگی آرامی را پشت سر می گذارد تا اینكه به او خبر می دهند كه جین كازاما در شركت او موجب اغتشاش شده و برای پی گیری موضوع به آنجا می رود و از هدف جین مطلع می شود و با كمال تعجب می فهمد كه كازویا توسط شركت خودش زنده شده بنابراین برای كسب اطلاعات بیشتر وارد ششمین تورنمنت می شود .





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی لی چولان،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 11 نفر مجموع امتياز : 44
تعداد بازديد مطلب : 148


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:24

محل سكونت :چین.
سبك مبارزه : هنرهای رزمی چینی.
قد : 157
وزن : 42
گروه خونی : A
شغل : دانش آموز و سرپرست پاندا.
سرگرمی : مسافرت،دیدن پارك های سراسر جهان.
علاقه مندی : میگو .
متنفر از معلم ریاضی!

او در مدرسه Mishima Polytechnical مشغول تحصیل است و با جین و MiharuHirano دوست صیمی می باشد ؛او هنگامی كه بچه بود دلش می خواست كه به پارك برود و در آنجا بازی بكند.
او می خواهد كه یك پارك بزگر برای چینی ها بسازد تا آنها لذت ببرند Xiaoyu در این سری فقط به زبان ژاپنی صحبت می كند و خبری از زبان چینی نیست!
Wang Jinrei به او هنگامی كه بچه ای بیش نبود به او هنرهای رزمی را یاد می دهد. 
او در هنگ كنگ به همراه خانواده اش با قایق بادبانی به سفر می رود كه یكی كشتی ژاپنی را می بیند كه از نزدیكی آنها دارد می گذرد او به اسم كشتی كه توجه می كند می بند كه نوشته می شیما زی باتسو !او كه بسیار نام زی باتسو را شنیده بود و می دانست كه این شركت دارای ثروت فراوانی است و به همین خاطر او می خواهد كه برود و از نزدیك با زی باتسو و افراد آن آشنا شود او خانواده اش را رها می كند و مخفیانه خود را به عرشه كشتی می رساند و در آنجا قایم می شود ولی توسط نیروهای امنیتی هی هاچی شناسایی می شود و آنها در صدد دستگیری او بر می آیند ولی او با آنها مبارزه می كند و همگی آنها را شكست می دهد وقتی كه هی هاچی سر و صداهایی از عرشه كشتی می شنود خود را به عرشه می رساند تا بفهمد چه اتفاقی افتاده وقتی كه به آنجا می رسد با صحنه ی عجیبی روبرو می شود تمامی افراد او در روی عرشه بی هوش افتاده بودند!او به اطارفش دقت می كند تا ببیند چه كسی این كار را كرده او چشم به Xiaoyu می افتد و Xiaoyu با فریاد به او می گوید كه اگر شرط مرا قبول نكنی می زنمت!(چه جسارتا!)هی هاچی كه از این قضیه بسیار خوشش آمده و خنده اش گرفته بود شرط او را قبول می كند(شرط او ساخت یك پارك تفریحی در چین بود)ولی به او می گوید به شرطی این كار را انجام خواهم داد كه در یك مسابقه پیروز بشی.
او قبول كرد و با هی هاچی به زی باتسو رفت و در مدرسه زی باتسو با جین و Miharu آشنا شد.
او پس از مدتی كه در آنجا بود دلش برای حیوان دست آموزش پاندا تنگ می شود و هی هاچی او را به زی باتسو منتقل می دهد و پاندا را پیش Wang Jinrei می فرستد تا او را هم مانند كوما تربیت كند و هی هاچی با این كارش حسابی خود را در دل لینگ جا می كند و لینك به او ،به چشم پدر بزرگ نگاه می كند.
او كه جوانی كم تجربه بود در تورنمنت سوم شكست می خورد.ولی به زندگی در زی باتسو ادامه داده و بیشتر تمرین می كند.
دو سال بعد Xiaoyu یك ایمیل دریافت می كند كه در آن گفته شده بود هی هاچی قابل اعتماد نیست و به او گفت كه یك خطر از جانب هی هاچی زندگی او را تهدید می كند.
او چند بار با او تماس می گیرد ولی فرد گمنام جواب نمی دهد و بعد از تحقیق بسیار می فهمد که ایمیل از طرف جین بوده ؛ او در تورنمنت قبلی به طرز مشکوکی ناپدید شده بود.
در همین حین هی هاچی تورنمنت چهارم را آغاز كرد و Xiaoyu امیدوار است كه در این تورنمنت با جین ملاقات نماید و نقاب شرارت را از چهره ی هی هاچی بردارد.
در طی تورنمنت او با جین ملاقات می كند و همه چیز را در مورد هی هاچی برای او فاش می كند .
همانطور كه جین قبلاً به او گفته بود زندگی او در خطر بود و هی هاچی دنبال او بود تا او را از بین ببرد كه توسط Yoshimitsu نجات پیدا می كند و او همه چیز را در رابطه با گذشته ی خانواده ی می شیما و شرارت های آنها به او می گوید و می گوید كه او پسر خردسال خودش را در پنج سالگی از صخره با پایین می اندازد و از جین به عنوان یك طعمه در برابر اوگر استفاده می كند و خیلی چیزهای دیگر.
او پس از شنیدن حرف های یو شی سعی می كند كه خانواده می شیما را از این شرارت ها پاك كند او با خود فكر می كند كه اگر یك ماشین زمان داشت می توانست كه به عقب برگردد و گذشته ی می شیما را تغییر بدهد .
او می خواهد كه این فكرش را عملی كند و به همین منظور با یك دانشمندی آشنا می شود كه ادعا می كند كه او در قبال پول این ماشین زمان را تهیه می كند ولی لینگ كه آه در بساط نداشت به تورنمت پنجم می رود تا با بردن جایزه بتواند پول درخواستی او را تهیه كند.
ولی پس از مرگ هی هاچی دیگر امید به ادامه مسابقه ندارد و از ادامه دادن صرف نظر می كند.
ولی پس از اینكه مطلع می شود كه هی هاچی زنده است نفس راحتی می كشد و از این قضیه بسیار خوشحال می شود.
او كه می دانس جین می خواهد هی هاچی را بكشد سعی می كند كه پیش او برود و او را ازن كارش منصرف كند ولی با تدابیر امنیتی شدیدی كه جین برقرار كرده بود دستیابی به او تقریباً غیر ممكن بود.
او كه خبر تورنمنت ششم را می شنود این را یك فرصت برای رویارویی با جین می داند تا هم او را از كشتن هیهاچی منصرف كند و هم روح شیطانی را از وجود او پاك كند.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی لینگ شیایو،

امتياز : :: نتيجه : 3 امتياز توسط 6 نفر مجموع امتياز : 27
تعداد بازديد مطلب : 207


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:14

نام:Nina Williams/نینا ویلیامز
اصلیت:ایرلندی
سبک مبارزه:آیکیدو،هنر های ترور(؟)،تکنیک های کوپو
سن: 20(تیکن 1)
22(تیکن 2 و 3)
24(تیکن 4 و 5)
25(تیکن 6)
گروه خونی: A
قد: 160 cm
حرفه: ترور،محافظ شخصی و قابل اعتماد جین کازاما
سرگرمی: سفر،بیاد اوردن خاطراتش و کار کردن برای رئیسش
چیزای مورد علاقه اش:پدرش،تام در تام و جری،چای با شیر
تنفرات:خواهرش و باختن
منبع:ff-re.mihanblog.com

كاركتر نینا در همه ی سری های تیكن حضور دادشته و در نقش یك قاتل خونسرد در این سری ظاهر شده.او رابطه ی ناپایداری با خواهرش دارد و از او متنفر است چون او را مسئول مرگ پدرش می داند.
او در مبارزاتش روش های مختلفی را به كار می برد .
نینا در كشور ایرلند و جلوتر از خواهر آنا متولد شد ،هر دو خواهر پدرشان ریچارد ویلیامزRichard) Williams) را تحسین می كردند و می خواستند كه هر كدام خودش را بیشتر در دل او جا بدهد و سر همین مسئله با هم رقابت داشتند.
آنا پس از مدتی به یك قاتل تبدیل شد و در زمینه ی ورزش آیكیدو مهارتهای زیادی را كسب كرد.
او كه یك تروریست بود اجیر شد تا هی هاچی را بكشد و به همین خاطر وارد تورنمنت اول شد.
ولی موفق به این كار نشد چون كازویا او را كشته بود.
او اینبار در تورنمنت دوم برای كشتن كازویا اجیر شد ولی خواهر آنا می خواست كه از این كار او جلوگیری نماید و او را منصرف كند و دست از ترور كردن بردارد.
او به حرف خواهرش گوش نكرد و او را از خود راند ولی توسط نیروهای می شیما دستگیر شد و برای انجام آزمایشاتی او را نزد دكتر بوسكنووئیچ كه در مركز تحقیقاتی می شیما مشغول به كار بود بردند.
هنگامی كه نینا را برای منجمد كردن به آنجا بردند آنا نیز داوطلبانه حاضر شد كه این تحقیقات بر روی او هم انجام شود و پس از اینكه نینا را از انجماد بیرون آوردند او را هم بلافاصله بعد از او آزاد كنند.
دلیل این كار نینا هنوز معلوم نشده ولی شایعاتی می گویند كه :نینا نمی توانسته دوری از خواهرش را تحمل كند و یا اینكه به او حسادت می كند و اگر بنا بود اتفاقی بی افتد برای هر دوی آنها اتفاق می افتاد یا می مردند یا اگر زنده می ماندند هر دوی آنها به همان صورت جوان می ماندند كه سود آن بیشتر از ضررش بود!
این آزمایشات 19 سال طول كشید و پس از 19 سال كه تورنمنت سوم آغاز می شود نینا هم از انجماد بیرون می آید ولی خواهرش هنوز در انجماد بوده و چهار سال دیرتر از او از حالت منجمد بیرون می آید.
نتیجه ی این تحقیقات منجبر به آبستن شدن نینا شده بود كه نتیجه این زایمان پسری به نام استیو فاکس(Steve Fox)می باشد كه در تیكن 4 و تیكن5 حضور می یابد.
نتیجه ی دیگر آن صدمه دیدن به بخشی از حافظه او بود كه موجب فراموش كردن او برای كشتن خواهرش شده بود چون خواهرش موجب گرفتاری او در تیكن2 بود.
او در طی تورنمنت سوم توسط اوگر اجیر می شود تا جین كازاما را بكشد ولی باز هم كاری از پیش نبرد و جین اوگر را كشت!
او پس از آن در ایرلند به مدت دو سال مشغول كارهای روزمره اش بود و با كسی رفت و آمد نمی كرد تا اینكه روزی یك نامه از طرف یك باند مافیایی دریافت می كند در آن نامه به او گفته شده بود كه یك فرد مشت زن به نام استیو فاکس(Steve Fox) را بكشد!
او می رود تا استیو را كه در تورنمنت چهارم حضور داشت بكشد ولی پس از كمی تحقیقات می فهمد كه او پسرش است!ولی او سنگدل تر از این بود كه به پسرش هم رحم كند و در صدد ترور او بر می آید كه كاراگاه Lei Wulong مانع از این كار او شد و می خواست كه او را دستگیر كند كه او هم موفق به دستگیری نینا نشد!
نینا پس از وقفه ای در كارش تصمیم گرفت كه حافظه ی از دست رفته اش را بازیابد و تنها فردی كه می توانست در این كار به او كمك كند خواهر آنا بود.او نزد آنا رفت تا حافظه اش را با كمك او باز یابد و حافظه اش به طور غریزی در دیدار با آنا با همراه نفرت دوباره از او برگشتند ، و با او وارد جنگ شد ؛ این دوئل تا مدتها ادامه داشت تا اینكه خواهرش آنا وارد تورنمنت پنجم می شود و نینا آنجا را مناسبترین جا برای از بین بردن آنا می داند و وارد تورنمنت پنجم می شود.او پس از شكست دادن آنا از كشتن او صرف نظر كرد و آنا قسم می خورد كه انتقام بگیرد.
در تورنمنت ششم جین او را به عنوان محافظش استخدام می كند و وظیفه داشت كه در طول مسابقه از سوء قصد هایی كه به او می شود جلوگیری نماید و در عوض فرماندهی تیكن فورس را عهده دار شود.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی نینا ویلیامز،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 9 نفر مجموع امتياز : 22
تعداد بازديد مطلب : 138


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:12

محل سکونت :کره.

سبک مبارزه : تکواندو.

قد : 188

وزن : 68

گروه خونی : O

شغل : ولگردی و یک سرباز در تیکن 4.

سرگرمی : قایقرانی.

علاقه مندی : مبارزات خیابانی.

متنفر از کاراته سبک می شیما و جین کازاما.

 

Hwoarang هنرجوی بیک و با هنر رزمی تکواندو آشنایی کامل دارد(عبدا... چاگی!)او ابتدا در خیابان ها سر مبارزه شرط بندی می کرد او در ابتدا خود را ضعیف نشان می داد تا همکاران او سر بردن او شرط بندی بکنند و سایرین که می دیدند او ضعیف است سریعاً شرط را قبول می کردند و پس از شرط بندی هورانگ چهره ی واقعی خود را نشان می داد و یک حال حسابی به حریفش می داد!

او در طی این مبارزات با Jin Kazama روبرو شد و در برابر او واقعاً شکست خورد و این اولین بار بود که شکست می خورد او پس از این شکست تصمیم گرفت که سخت تر تمرین کند و دیگر شکست نخورد (قضیه ی هر شکست شروع یک پیروزی ست!)او به یک باشگاه می رود تا پیش استاد برجسته آن زمان یعنی بیک دو سان تعلیم ببیند ولی از شانس بد او اوگر به آنجا حمله می کند و باشگاه را نابود می کند.

او ناکام و خشمگین به تورنمنت سوم که تازه شروع شده بود می رود تا هم انتقام بگیرد و هم جین را شکست بدهد.

در تیکن 4 او در استخدام ارتش کره ی جنوبی در می آید و به طور چشمگیری ارتقا می یابد ولی هنگامی که شروع چهارمین مسابقات را می شنود ارتش را ترک می کند و به تورنمنت می رود او این بار قاطعانه می رود که جین را شکست بدهد.

او قبل از تورنمنت پنجم در دادگاه نظامی کره ی جنوبی محاکمه می شود .

فردی به او مدارکی می دهد که یک چیز باور نکردنی را ثابت می کند هورانگ پس از خواندن مدارک تعجب می کند و نمی تواند باور کند رو به آن فرد می گوید شما مطمئنید که این مدارک درست هستند؟!او در مدارک به این مورد بر می خورد که بیک از حمله ی اوگر جان سالم به در برده و زنده است!او دو ماه خدمت باقی مانده اش را به اتمام می رساند و سریعاً نزد بیک می رود و با او مشتاقانه وارد تورنمنت پنجم می شود تا اینبار جین را شکست بدهد(سیم شده ها!)او در تورنمنت با بیک هم گروه می شود ولی بیک به نفع او در طی یک مبارزه ی ساختگی کنار می کشد.

هنگام رویارویی او با جین به طرز عجیبی فریاد می کشد و جین تبدیل به دویل جین می شود ولی هورانگ در برابر فرم شیطانی جین نمی تواند مقاومت بکند و باز هم از او شکست می خورند(برزگتر از تو هم شکست داده!)و بی هوش بر زمین می افتد.

هنگامی که او به هوش می آید خود را در بیمارستان می بیند و بیک را در کنارش مشاهده می کند هورانگ جزئیات را از بیک می شنود و با شنیدن حرف های او دردش را فراموش می کند و به بیک می گوید که من را قوی تر بکن و به من آموزش بده تا بتوانم جین را شکست بدهم آنها پس از ترک بیمارستان شروع می کنند به تمرین کردن و بیک هم وقتی که اراده ی هورانگ را مشاهده می کند خودش هم بیشتر تمرین می کند تا در تورنمنت ششم جین را شکست بدهد.

 

اینگونه می شود که آنها وارد تورنمنت ششم می شوند.





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی هوارانگ،

امتياز : :: نتيجه : 4 امتياز توسط 15 نفر مجموع امتياز : 98
تعداد بازديد مطلب : 432


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:11

محل سكونت :آلمان.

لیو برای شركت تجاری G كار می كند.

لیو هنگامی كه بچه بود پدرش در طی اكتشافاتی كه انجام می دهد ناپدید می شود

و لیو او را فراموش نمی كند و سعی می كند كه مانند پدرش فرد بزرگی بشود و

هنوز هم مهر پدرش را فراموش نكرده.

لیو فردی متواضع و بی غم بود ولی این روز های خوش چندان طول نمی كشد و

مادرش توسط افرادی كشته می شود و او غمزده منتظر می ماند تا پلیس تحقیقات

خود را آغاز كند و قاتل یا قاتلین مادرش را دستگیر كند ولی آنها هم چیزی در

این مورد پیدا نمی كنند و خود لیو دست به كار می شود و تحقیق را شروع می

كند.

طولی نمی كشد كه لیو فردی را پیدا می كند كه یكی از افراد بلند پایه ی شركت جی و نام او كازویا میشیما است.

او گمان می كند كه او قاتل مادرش باشد ولی دسترسی به او غیر ممكن است

بنابراین او سعی می كند كه در آن شركت كاری را بدست بگیرد تا به كازویا

نزدیك تر شود و هم اطلاعات بیشتری را در ضمینه قاتل واقعی مادرش بدست

بیاورد.

او پس از مدتی در جریان یك مسابقه (King of Iron Fist Tournament 6)قرار می

گیرد كه توسط شركت می شیما آغاز شده و متوجه می شود كه كازویا هم برای

شركت در مسابقه خود را آماده می گیرد او احتمال می دهد كه در این مسابقات

چیزی دستگیرش شود بنابراین خود را برای مسابقه آماده می كند .

 

سازنده تیكن 6 Katsuhiro Harada می گوید كه او شباهت زیادی به پزشك آلمانی Bajiquan دارد.

 

 




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی کلیسن،

امتياز : :: نتيجه : 2 امتياز توسط 8 نفر مجموع امتياز : 17
تعداد بازديد مطلب : 140


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:10

ملیت : ژاپن        ،        اولین حضور : Tekken 1

سن : (TK 5 : 75)         ،          وضعیت دستها : راست دست

علاقه : به قدرت و تك بودن

سبك مبارزه : سبک مخصوص خانواده میشیما(شباهت زیادی به یک نوع کاراته سنتی ژاپن به نام Goju-Ryu دارد)

پروفایل :

فرزندجینپاجی میشیما، پدر کازویا، پدر خوانده لی چاولان و پدر بزرگ جین کازاما .

هیهاچی درخانواده پولدار و محترم جینپاجی میشیما به دنیا آمد کسی که صاحب کمپانی میشیما زایباتسو و جزو معروفترین رزمی کاران جهان بود. هیهاچی بزرگ شد و با كازومی میشیما ازدواج کرد و صاحب فرزندی به نام کازویا شد. به نظر میرسد که کازومی میشیما در دوران طفولیت کازویا فوت کرده بود. کازویای تنها که محبتی از پدرش نمیدید در سایه توجه پدر بزرگش جینپاجی بزرگ میشود. در همین زمانها بود که هیهاچی به پدرش خیانت کرد و میشیما زایباتسو را از او ربود. علت این کار هیهاچی هنوز هم معلوم نشده ولی دلیل محتمل محبت بیش از اندازه جینپاجی به کازویاو به طور کلی عدم توافق پدر و پسر در مسائل مختلف بود. در ضمن نمیتوان حرص و طمع هیهاچی را نادیده گرفت...

هیهاچی در زمان نبود پدر زایباتسو رو تبدیل به یک کمپانی نظامی کرد و قدرت اون رو بالا برد. جینپاجی بعد از مدتی تصمیم گرفت که مجددا کنترل زایباتسو رو در دست بگیره ولی موفق نشد و هیهاچی پدرش رو در طبقات پایین عمارت هان مارو (معبدی دورافتاده در دل کوهستان و خلوتگاه هیهاچی) زندانی کرد. برای زمانی نزدیک به 50سال!!!

حالا هیهاچی میتونست اون طور که میخواست کازویا رو تربیت کنه ولی کازویا ضعیف تر از اون بود که بتونه از عهده تمرینات سنگین پدرش بربیاد سرانجام هیهاچی پسرش رو در یک دره عمیق پرتاب کرد با این ادعا که اگر کازویا پسر واقعی هیهاچی باشه باید زنده بمونه و از دره بالا بیاد. این ضعیف بودن حیله هیهاچی بود چون میدانست پسرش به همان نقطه شیطانی پدرش رسیده است و میخواست مانع از به قدرت رسیدن پسرش شود.کازویا زنده موند اما نه به دلیلی که هیهاچی میخواست بلکه با معامله ای که با شیطان کرد و داستان ژن شیطان از همین جا شروع شد. هیهاچی در یکی از سفرهایی که به کشور چین داشت توجه اش به مبارز جوانی به نام لی چاولان جلب شد و تصمیم گرفت تا به عنوان پسر خودش بزرگش کنه البته هیهاچی ابدا علاقه ای به لی نداشت و فقط لی رو بزرگ کرد تا حریفی برای کازویا باشه.

این ضعیف بودن حیله هیهاچی بود چون میدانست پسرش به همان نقطه شیطانی پدرش رسیده است و میخواست مانع از به قدرت رسیدن پسرش شود.

هیهاچی در تیکن 1 : هیهاچی تصمیم گرفت تا تورنمنت رزمی برگزار کنه و از رزمی کاران معروف و جویای نام دعوت کرد تا در این تورنمنت شرکت کنند وبر خلاف تصورش با در فینال با پسر خودش روبرو شد و در نبرد هیهاچی به سختی شکست خورد و کازویا هیهاچی نیمه جان رو از لبه یک پرتگاه به پایین انداخت .

هیهاچی در تیکن 2 : ولی هیهاچی زنده موند و در معبدی دور افتاده (احتمالا هان مارو ) به احیای نیروی از دست رفته اش پرداخت ...و د رتورنمنتی که اینبار کازویا برگزار کرده بود شرکت کرد و و با مغلوب کردن تمام حریفان به فینال رسید .در نبردی تماشایی اینبار پدر بود که فاتح نبرد شد و کازویا رو در جایی مطمئن تر از دره اندخت یعنی در دهانه یک آتشفشان و کازویا درمیان دود غلیظی که از گدازه بلند میشد محو شد

هیهاچی در تیکن 3 : هیهاچی بعداز تونرنمنت دوم گروهی ویژه و آموزش دیده متخصص (Tekken Forse) (شامل افراد نظامی و دانشمند...) رو تدارک دید تا بتونن در موقع مناسب اهداف هیهاچی رو فراهم کنند

در یکی از جستجوهای این گروه در مقبره های باستانی در مکزیک اتفاق عجیبی افتاد و ارتباط با ستاد اصلی تیکن فورس در ژاپن قطع شد. هیهاچی شخصا به همراه گروهی به مکزیک سفر کرد و بعد از جستجو و تفحص در باقیمانده های گروه تجسس متوجه کشفی شدند: خدای جنگ (اوگر) از میان مقبره های باستانی آزاد شده . اوگر که از خوابی طولانی بلند شده بود حالا به سراغ رزمی کاران معروف دنیا میرفت و خیلی‌ها زخمی كرد و خیلی‌ها را كشت.

هیهاچی به ژاپن بازگشت و با شخصی مواجه شد که ادعا میکرد نوه اونه. جین 15 ساله در حضور هیهاچی به خوبی آموزش دید و سبک کاراته خانواده میشیما رو فرا گرفت. هیهاچی علاقه ای به جین نداشت و فقط میخواست تا از اون به عنوان طعمه ای برای اوگر استفاده کنه. هیهاچی متوجه شد که اگر DNA خودش رو با اوگر ترکیب کنه به فرم فنا ناپذیری از حیات دست پیدا میکنه .

تورنمنت سوم رو شروع کرد و از تمام رزمی کاران دعوت کرد تا در تورنمنت شرکت کنند و جایزه هنگفتی که برای شکست دادن اوگر تعیین شده بود ببرند . این برای تحریک اوگر کافی بود.

پائول اوگر رو شکست داد ولی بیخبر ازاینکه هنوز تورنمنت تموم نشده به آمریکا برگشت. اوگر تغییر فرم داد و به ترو اوگر تبدیل شد و رو در روی جین قرار گرفت جین که فقط به انتقام مادرش فکر میکرد ترو اوگر رو نابود کرد ولی در حالی که فکر میکرد کار تموم شده با خیانت هیهاچی مواجه شد. چند گلوله از افراد گروه تیکن فورس و سرانجام تیر خلاص هیهاچی در پیشانی جین قرار گرفت.

هیهاچی پشت به جسد جین به راه افتاد ولی. جین تحت تاثیر ژن شیطان که از پدرش به ارث برده بود به دویل جین تبدیل شد. افراد تیکن فورس تکه تکه شدند و دویل جین هیهاچی رو به دیواره معبد کوبید و قبل از اینکه هیهاچی به زمین بخوره نجاتش داد و از اونجا دور شد.

هیهاچی در تیکن 4 : بعد ازماجراهای تورنمنت سوم هیهاچی شروع به ترکیب DNA خودش با اوگر شد ولی اتفاقی نیافتاد چون به ژن شیطان هم نیاز بود یعنی: جین یا کازویا .

هیهاچی به مدت دو سال همه جا رو به دنیال جین گشت ولی موفق نشد اثری از جین پیدا کنه. ولی طی خبری محرمانه فهمید که کمپانی G Corporation جسد کازویا رو در آتشفشان کشف کردند و برای تحقیقات در مورد ژن شیطان اون رو نگه داشتند. هیهاچی در یک عملیات ناگهانی به کمپانی جی حمله کرد و دید که کازویا توسط دانشمندان این کمپانی زنده شده و به نیروهای تیکن فورس حمله کرده.

هیهاچی با راه اندازی تورنمنت دیگری برای کازویا نقشه ای ریخت و اعلام کرد برنده این تورنمنت کل کمپانی میشیما زایباتسو رو جایزه خواهد برد. در این حال کمی بعد از اعلام خبر فهمید که جین هم وارد تورنمنت شده.

مسابقات شروع شد و کازویا وجین یکی یکی حریفان رو از دور خارج میکردند . هیهاچی جین رو قبل از رویارویی با کازویا دستگیر و در هان مارو به زنجیر کشید.کازویا متوجه شده بود که برای تکمیل قدرتش به جین نیازداره. کازویا و هیهاچی در معامله ای مبنی بر اینکه کازویا در فینال از هیهاچی شکست بخوره و در مقابل هم هیهاچی جین رو به کازویا تسلیم کنه .

هیهاچی بعد از پیروزی ظاهری که در مقابل کازویا او رو به هان مارو برد و كازویا سعی کرد تا با نیروی ژن شیطانی خودش شیطان درون جین رو بیدار و به سمت خودش جذب کنه اما جین زنجیرها رو پاره کرد و کازویا رو به شکست داد . هیهاچی هم با ضربه جین بیهوش در کنار کازویا به زمین افتاد.جین در حال تغییر فرم به دویل جین بود بالای سر هیهاچی رفت تا بكشتش ولی تصاویری از چهره مادرش و همچنین نگاهی کوتاه به مجسمه بودا(که در ربروی جین بود) او را از این کار منصرف کرد. جین بالهای شیطانی اش را باز کرد و با خراب کردن قسمتی از سقف هان مارو رو ترک کرد...

هیهاچی در تیکن 5 : چند دقیقه از رفتن جین نگذشته بود که هیهاچی و کازویا به هوش اومدند. کمپانی جی که از محل اختفای کازویا و هیهاچی خبر دار شده بود گروهی از روبوتهای جک رو به سمت هان مارو پرتاب کرد هیهاچی و کازویا دوش به دوش هم جنگیدند. کازویا هیهاچی رو به سمت روبوتهای جک پرتاب کرد و خودش ا زمعرکه گریخت (در حقیقت ربوتها برای کشتن هیهاچی اومده بودند) هیهاچی در میان ربوتها جک اسیر و سیستم انفجار اتوماتیک روبوتها فعال شد. انفجاری مهیب هان مارو رو نابود کرد.

خبر کشته شدن هیهاچی در همه جا پخش شد و همه رو حیرت زده کرد و خبر حیرت انگیز تر شروع تورنمنت پنجم در یک ماه بعد بود

هیهاچی به طرز شگفت انگیزی از انفجار جان سالم به در میبره و به درون یک گورستان قدیمی پرتاب میشه و یکی دو هفته بیهوش بوده و وقتی به هوش میاد که خبر تورنمنت پنجم در همه جا پخش شده . هیهاچی برای اینکه بفهمه چه کسی تورنمنت رو رهبری میکنه واردش میشه و با کمال شگفتی پدرش رو در صدر میبینه.

هیهاچی در تیکن 6 : هیهاچی بعد از اینکه توسط جک ها مورد حمله قرار میگیره در نهایت تعجب می بینه که مسابقه (تورنمت پنجم) خیلی زودتر از اون چیزی که تصور می کرد تموم شد.به همین دلیل رفت که علت این قضیه رو بفهمه . برای رسیدن به جواب اول بطرف مرکز فرماندهی زایباتسو رفت بی‌خبر از اینکه جین جاشو گرفته که یکدفعه متوجه میشه ارتش زایباتسو (tekken force) جلوشو گرفتن!

 

ولی این بی خبری هیهاچی مدت زیادی طول نکشید. وقتی که خبر برگزاری ششمین تورنمت رو می‌شنوه متوجه قضایا میشه و میفهمه كه جین تورنمت ششم رو دست و پاكرده و خیلی عصبانی میشه و برای پس گرفتن تمام چیزهای از دست رفته اش از جین در تورنمت ششم شرکت میکنه!





نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی هیهاچی میشیما،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 9 نفر مجموع امتياز : 29
تعداد بازديد مطلب : 140


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 13:6

كازویا میشیما

ملیت : ژاپن         ،          سبك مبارزه : كاراته سنتی میشیما

اولین حضور : Tekken 1     ،      گروه خونی : AB

سن : (TK 5 : 49)         ،         وضعیت دستها : راست دست

علاقمندی : نگاه تنفرامیز هیهاچی

متنفر از : دوستی و اعتماد به دیگران

پروفایل :

كازویا میشیما فرزند هیهاچی میشیما است.هیهاچی در در زمانی كه كازویا 5 ساله بود متوجه وجود نشانی بر روی سینه كازویا شد و با مراجعه به پیشگو ها دریافته بود که این نشان یک نشان اهریمنی خطرناك است و دارنده اون از قدرت بسیار زیادی برخوردار میشه. كازویا این نیرو را از پدربزرگش جیپاجی به ارث برده بود كه او هم همان نشان را داشت و هیهاجی جیپاچی زا نیز در كاخ خود زندانی كرده بود. این امر موجب شد هیهاچی دریابد كه كازویا وقتی بزرگ شود ممكن است از اوقدرتمند تر شود واو را نابود كند. از این رو كازویا را از بالای كوهی مرتفع درون دره عمیقی انداخت و خیال خود را راحت كرد و به همه گفت كه به علت ضعف خود كازویا از بالا آمدن از صخره در هنگام تمرین این اتفاق افتاده است.کازویا بعد از سقوط در حال بیهوشی با شیطان درونش معامله ای کرد و روحش رو در مقابل انتقام از پدرش و رسیدن به قدرت فروخت ولی شیطان هیچ وقت نتونست روح کازویا رو به طور کامل اشغال کنه.

كازویا در تیكن 1 : 21 سال گذشت.هیهاچی كه از یك نواختی زندگی خود خسته شده بود تصمیم گرفت مسابقه ای ترتیب دهد وجایزه ای برای ان تعین كرد.بزودی مبارزانی دراین مسابقه ثبت نام كردند.در دور پایانی تورنمنت اول هیهاچی با كسی روبرو شد كه گمان می كرد او مرده. ان شخص كازویا میشیما بود.در پایان تورنمنت اول كازویا هیهاچی را شكست داد و انتقام خود را از او گرفت. و پدر خودش رو از دره ای به پایین پرت کرد

كازویا در تیكن 2 : بعد از سقوط هیهاچی کازویا زمام امور Mishima Zaibatsu (کمپانی تجاری خانواده میشیما ) رو در دست گرفت .کمپانی در زمان کازویا بزرگتر ثروتمندتر شد و کارهای غیر قانونی مانند قاچاق مواد مخدر،ترور و آدم کشی در آن رونق گرفت.حدود دو سال بعد از تورنمنت اول کازویا که حسابی مغرور شده بود با راه اندازی تورنمنت دوم مبارزان را از سراسر جهان به مبارزه فراخواند. هیهاچی که از سقوط جان سالم به در برده بود در یک معبد باستانی به تمرین و مدیتیشن پرداخت تا نیروی از دست رفته خودش رو به دست بیاره .در پایان تورنمنت کازویا با صحنهای مشابه 2 سال قبل مواجه شد . بعد از مبارزه ای بسیار سنگین هیهاچی موفق شد که کازویا رو شکست بده و اینبار پسرش از دهانه یک آتشفشان به درون دود غلیظی که از گدازه ها بلند میشد انداخت.

كازویا در تیكن 3 : كازویا حضور نداشت چونكه در آن زمان در بیهوشی بود.

كازویا در تیكن 4 : هیهاچی این بار مطمعن بود كه كازویا مرده است اما در اثریك اتفاق غیر منتظره كازویا به وسیله موسسه ای به نام جی (G Corporation رقیب شركت میشیما) به زندگی بازگشت. جی موسسه ی تحقیقاتی زیست شناسی بود كه در زمینه علم بیوژنتیك به پیشرفت هایی دست یافته بود و انقلابی در این رشته ایجاد كرده بود. با كمك موسسه ی جی كازویا روی مكانیسم و ساختار ژنهای شیطانی ای كه در درون بدنش بودند تحقیقاتی را صورت داد.او براین باور بود كه قادر است قدرت این ژنهای شیطانی را كنترل كند.بدین ترتیب اوانقدرقدرتمند شد كه دیگر به راحتی می توانست هیهاچی را شكست دهد ومیشیما زایباتسو(Mishima zaibatsu)را نیز نابود كند.

تحقیقات کازویا ادامه داشت تا اینکه 22 سال بعد از پایان تورنمنت سوم یکی از بخشهای G Corporation واقع درNebraska توسط نیروهای هیهاچی مورد حمله قرار گرفت نتیجه تحقیقات دزدیده شد ..لحظاتی بعد کازویا در انجا حاضر شد و نیروهای مهاجم رو به سختی شکست داد . کازویای خشمگین از اینکه تمام نقشه هاش رو هیهاچی نقش بر آب کرده بود مصمم شد تا هر چه که از دست رفته رو برگردونه....

کازویای به امید اینکه هیهاچی رو مغلوب وهمچنین بخش گمشده ژن شیطانی (که هم اکنون در جین بود) پیدا کنه وارد تورنمنت چهارم شد. در دور پایانی تورنمنت هیهاچی به کازویا گفت که حاضره محل جین رو فاش كنه به شرطی که کازویا شکست رو قبول کنه و بعد از مبارزه ای ساختگی کازویا به ظاهر شکست خورد و توسط هیهاچی تا هانمارو (مخفیگاه خصوصی هیهاچی) اسکورت شد . در آنجا سعی كرد نیروی شیطانی جین را آزاد كنه ولی جین که جین زنجیرها رو پاره کرد کازویا رو به شدت شکست داد و بیهوش به گوشه ای پرتاب کرد. هیهاچی که میخواست مانع جین بشه به سرنوشتی مانند کازویا دچار شد و جین بالهای خود را گشود و از آنجا فرار كرد.

كازویا در تیكن 5 : لحظاتی بعد از خروج جین کازویا و هیهاچی به هوش اومدند و خواستند با هم مبارزه كنند كه  متوجه شدند به وسیله گروهی از جک ها به دام افتاده اند. در این بین با کمک به هیهاجی شروع به مبارزه با روبات ها می کند، اما کازویا در یک فرصت مناسب از مهلکه فرار کرد و جان خود را نجات داد. سپس او به شکل یک اهریمن درآمد و قبل از آنکه کاخ منفجر شود پرواز کرد و گریخت.

کازویا وارد تورنمنت پنجم شد تا بفهمه که چه کسی (در G Corporation) بهش خیانت کرده و همچنین اینکه مسئول تورنمنت کیه .

* کازویا kazuya در هم ریخته نام یک گروه مافیای ژاپنی به نام yakuza است

* پائول رقیب دیگر کازویاست که البته همیشه کازویا از مبارزه در مقابل پائول فرار میکرده

* آنا و نینا ویلیامس ، بروس اروین و گانریا بادیگاردهای کازویا هستند. (نینا از 5 به بعد بادیگارد جین میشه)

 

roger و alex حیوانات آزمایشگاهی کازویا هستند.




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی کازویا میشیما،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 23
تعداد بازديد مطلب : 118


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 12:48

 

جون کازاما

جنسیت:  زن

تکن ۲: ۲۲ ساله

۱۷۲ سانتی متری

۵۰ کیلوگرمی

سرگرمی‌ها:

پرندگان

تماشای غروب

مورد علاقه‌ها:

پسرش جین کازاما

جنگل

حیوانات

صرفه جویی مردم

صلح

خلوص

نفرت‌ها: فریب  ژن شیطان  اوگر - هیهاچی میشیما - شیطان

گروه خونی:         AB

مو:        مشکی

رنگ چشم:           مشکی

محل تولد:            ژاپن

تاریخ مرگ:         در ۳۷ سالگی توسط اوگر

شغل:      افسر WWWC

خانواده:   مادر جین کازاما و همسر کازویا میشیما

سپر مدافع:           سبک کاراته سنتی کازاما (    )

قدرت‌های ویژه:     سبک کاراته سنتی کازاما (    )

صدای بازیگر:      تکن ۲ و تگ تورنومنت: شیهو کیکوچی

تکن تگ تورنومنت ۲: مامیکو نوتو

جون کازاما(به انگلیسی: Jun Kazama) (به ژاپنی:   ) یکی از کاراکترهای بازی تکن است و برای اولین بار در تکن ۲ معرفی شد. او فقط در تکن ۲، تکن تگ تورنومنت و تکن تگ تورنومنت ۲ حضور داشت. او به عنوان یک زن مرموز و بی باک و یک مبارز برای صلح به تصویر کشیده شده‌است. قدرت جون کازاما، به حدی رسیده بود که حتی توانست کازویا میشیما را با ژن شیطانی که گرفته بود، شکست بدهد. او به عنوان یک مخالف سرسخت، کوشید تا سیاهی‌ها را از خانواده میشیما دور کند ولی نتوانست.

ترس اصلی او از زندگی این بود که ژن شیطانی پسرش جین کازاما، که از پدرش کازویا میشیما به ارث برده‌است، فعال شود. بنابراین به کوه‌های ژاپن سفر کرد و پسرش را با استانداردهای اخلاقی تربیت کرد. قدرت و صلابت روح او به قدری بود که حتی پس از اعلام مرگش، خودش را به هیچ کس نشان نداد فقط در تکن ۴، یک چشم انداز خودش را به پسرش جین کازاما نشان داد تا تا جین پدربزرگش هیهاچی میشیما را نکشد. او جنگجویی قوی بود که توانایی مقابله با شیطان و نجات فرزندش را داشت.

او مادر واقعی جین کازاما است. این داستان در تکن ۶ تایید شد که جون کازاما، قبل از تکن ۳، مورد حمله اوگر (دیو) واقع شده‌است و جین کازاما فکر می‌کند که او مرده‌است و او واقعا مرده‌است. جین کازاما به دنبال انتقام مادرش، اوگر واقعی را در فینال مسابقات تکن ۳ می‌کشد.

غول آخر تکن تگ تورنومنت، یک شخصیت آنکنون (ناشناخته) است. یک زن آسیایی، با چشمان درخشان زرد و بنفش و پوست بدرنگ و لجن، پاهای برهنه. پشت سر او، یک روح مانند یک گرگ است و وظیفه کنترل کارهای او را دارد. معلوم نیست که این زن کیست.

مشخص نشده‌است که "ناشناخته"، حرکت‌های تمام شخصیت‌های دیگر را انجام می‌دهد یا نه. "ناشناخته" می‌تواند به راحتی با فشاردادن به چوب راست آنالوگ، سبک مبارزه خود را به پرواز تغییر دهد. "آنکنون" همیشه بازی را با سبک کاراته سنتی کازاما، که همیشه جون کازاما آن طور بازی را شروع می‌کند، شروع می‌کند و با توجه به شباهت‌های حرکتی و فیزیکی بین آنکنون و جون کازاما، بسیاری از مردم می‌گویند که آنکنون همان جون کازاما است.

با این حال، با انتشار کتاب هنر در تکن ۶، نامکو (Namco)، آنکنون را خواهر جوانتر جون کازاما نشان داده‌است و گفته‌است که فیزیک آن‌ها شبیه به هم نیست و امکان ندارد که آنکنون، همان جون کازاما باشد.

یکی دیگر از واقعیت‌های جالب جون کازاما این است که خواهرزادهٔ او آسوکا کازاما، به خوبی جای او را در تکن پر کرده‌است. به طوری که هر دو با سبک کاراته سنتی کازاما می‌جنگند ولی حرکت‌های آسوکا مقداری بیشتر از جون کازاما است. آسوکا اولین بار در تکن ۵ معرفی شد. او دارای نیروی عجیب و غریب فرشته ای است که می‌تواند با دست کشیدن روی پیشانی هر شیطانی، شیطان وجودش را سرکوب کند؛ شیطان‌هایی مانند: جین کازاما و کازویا میشیما. آسوکا هم این قدرت را دارد، با این حال که خودش از این قدرتش خبر ندارد، به طوری که در تکن ۵، با دست کشیدن روی پیشانی دویل جین، دویل جین تصادفی سرش را روی سینه آسوکا انداخت. وقتی دویل جین تبدیل به جین کازاما شد و خود را روی سینه آسوکا دید، دستش را به سنگ کوبید تا آسوکا فکر نکند آن‌ها با هم رابطه دارند.

آن چه جالب است این است که اگر آسوکا و جین هم خون نبودند (خواهر و برادر نبودند)، آسوکا نمی‌توانست دویل جین را دوباره تبدیل به جین کازاما کند.

بازی‌هایی که جون کازاما در آن‌ها بوده‌است.

تکن ۲ در سال ۱۹۹۶ (میلادی)، تکن تگ تورنومنت در سال ۲۰۰۰ (میلادی) و تکن تگ تورنومنت ۲ در سال ۲۰۱۲ (میلادی).

نسبت‌های فامیلی:

جون کازاما: عروس پسر جینپاچی میشیما

جون کازاما: عروس هیهاچی میشیما

جون کازاما: عروس کازومی

جون کازاما: همسر کازویا میشیما

جون کازاما: برادر زن ناتنی لارس الکساندرسون

جون کازاما: مادر جین کازاما

جون کازاما: خاله آسوکا کازاما




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی جون کازاما،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 9 نفر مجموع امتياز : 20
تعداد بازديد مطلب : 162


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 12:34

آسوکا کازاما (به انگلیسی: Asuka Kazama) (به ژاپنی:   飞鸟) در تکن ۵ معرفی شده‌است. او عمدتا به خاطر پسرعموی قهرمانش جین کازاما در تکن شناخته شده‌است. Namco قبل از انتشار بازی تکن ۵، با این تبلیغ که ۳ شخصیت جدید به این بازی اضافه شده‌اند، طرفداران زیادی جمع کرد تا این که تکن ۵ را در سال ۲۰۰۴ منتشر کرد. در میان شخصیت‌های جدید آسوکا کازاما، طرفداران بیشتری داشت. بلافاصله پس از انتشار بازی، حدس و گمان‌ها دربارهٔ نقش آسوکا در داستان و رابطهٔ او با جین کازاما گسترش یافت.

آسوکا زیر دست رئیسش فنگ وی بوده‌است. آسوکا پس از این که فهمید فنگ، پدرش را به بیمارستان فرستاده‌است، برای مبارزه با فنگ وارد تکن ۵ شد اما نتوانست او را پیدا کند.

آسوکا، عجول، بی پروا و مغرور است. آسوکا پس از شکست فنگ وی، تصمیم گرفت در تکن باقی بماند. آسوکا به عنوان "بچه فضول که دوست دارد برای حل مشکل‌های مردم دیگر دخالت کند" معروف است. هم چنین آسوکا با لهجهٔ بسیار سنگین کانسای ژاپنی صحبت می‌کند. (کانسای منطقه غرب ژاپن شامل شهرهای کیوتو، اوساکا و کوبه).

می‌توان گفت، یک رابطه ی عاشقانه بین آسوکا کازاما و جین کازاما برقرار است. آسوکا حریف امیلی لیلی است.

آسوکا کازاما، خواهرزاده جون کازاما است.

بازی‌هایی که آسوکا کازاما در آن‌ها بوده‌است:

تکن ۵ در سال ۲۰۰۴، تکن ۶ در سال ۲۰۰۷، تکن تگ تورنومنت ۲ در سال ۲۰۱۲، خیابان جنگنده X تکن در سال ۲۰۱۲ و نسخه نخست تکن 3D در سال ۲۰۱۲ (میلادی).

نسبت‌های فامیلی:

آسوکا کازاما= خواهرزاده جون کازاما

آسوکا کازاما= دخترخاله جین کازاما

آسوکا کازاما= خواهرزاده همسر کازویا میشیما

آسوکا کازاما= خواهرزاده عروس هیهاچی میشیما

آسوکا کازاما= خواهرزاده عروس پسر جینپاچی میشیما

 




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی آسوکا کازاما،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 9 نفر مجموع امتياز : 30
تعداد بازديد مطلب : 156


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 12:33

مشخصات جین کازاما

قد در تکن ۵: ۱۸۰ سانتی متر

قد در تکن ۶: ۱۸۵ سانتی متر

وزن: ۷۵ کیلوگرم

سن در تکن ۳: ۱۹ سال

سن در تکن ۴ و تکن ۵: ۲۱ سال

سن در تکن ۶: ۲۲ سال

شغل در تکن ۳: دانش آموز

شغل در تکن ۴ و تکن ۵: بیکار

شغل در تکن ۶: رئیس شرکت میشیما زایباتسو

مورد علاقه ها: مادرش جون کازاما - عمویش لارس الکساندرسون - دوست صمیمی اش هوارانگ-دخترخاله اش آسوکا کازاما

تنفرات: پدرش کازویا میشیما - پدربزرگش هیهاچی میشیما - دویل جین - شیطان - خون و ژن شیطانی - خانواده - میشیما - دروغ - اوگر - آزازل

سرگرمی ها: قدم زدن در جنگل - به یادآوری خاطرات مادرش - حمام کردن - پیاده روی

 

سبک مبارزه: کاراته سنتی به سبک کازاما - کاراته پیشرفته میشیما - مقداری از سبک خودش - جودو

جین کازاما(به انگلیسی: 風間  به ژاپنی Kazama Jin) یک شخصیت ساختگی در سری بازی مبارزه‌ای تکن است که اولین بار در بازی تکن ۳ معرفی شد. جین پسر کازویا میشیما و جون کازاما است. او در سال ۱۹۹۷ رتبه سی‌وپنجم در مجموعه قهرمان همراه با دو شخصیت از مبارزان خیابانی انتخاب شد. او پس از آموزش توسط پدربزرگش هیهاچی میشیما، برای انتقام از قاتل مادرش بعنی اوگر، وارد تکن شد. با این حال، جین دارای یک ژن شیطانی بود که از پدرش کازویا میشیما به ارث برده بود. در پایان تکن ۳ و شکست اوگر توسط جین کازاما، جین کازاما، هیهاچی میشیما به نوه اش جین تیر زده و وقتی مطمئن شد مرده است، ژن شیطانی جین برای اولین بار فعال شد و قصد کشتن هیهاچی را داشت ولی او را با چند ضربه پرتاب کرد و پر زد و رفت و در تکن ۵، یک شخصیت جدید به نام دویل جین (جین شیطان) ایجاد کرد.

دویل جین همان جین کازاما است با این تفاوت که دویل جین، دو بال و دو شاخ درآورده است و بدنش طوری دیگر شده و فن های جدید به کار می برد و چشمانش قرمز شده است.

جین شیطان

پدر جین کازاما، کازویا میشیما و مادرش جون کازاما و پدربزرگش هیهاچی میشیما بودند. وقتی که مادر جین حامله بود متوجه شد که کازویا با شیطان پیمان بسته و آلوده به ژن شیطانی شده و به همین دلیل پدر و مادر جین با هم مبارزه می‌کنند که کازویا شکست می‌خورد و جون کازاما، به محلی دور افتاده که هیچ کس نمی‌شناسد رفته و آنجا جین را به دنیا آورده و بزرگ می‌کند، در حالی که کازویا از حامله بودن همسرش خبر نداشت.

جون کازاما به جین سبک جنگیدن خانواده ی کازاما را آموزش می‌دهد. جون کازاما متوجه می‌شود که اوگر یعنی شیطان بزرگ، کسی که می‌خواهد تمام مبارزان را نابود کند و خودش به قدرت برتر برسد، دنبال جین می‌گردد چون جین ژن شیطانی از پدرش کازویا به ارث برده و اوگر برای تزریق آن ژن ها به خودش دنبال جین می‌گردد. جون از این قضیه باخبر شد و به جین گفت که هر لحظه ممکن است اوگر به ما حمله کند. اگر این اتفاق افتاد به پیش پدربزرگت هیهاچی میشیما برو و بگو که پسر کازویا هستی. چند روز پس از تولد ۱۵ سالگی جین در یک شب طوفانی، اوگر به خانه ی آن ها حمله کرد. جون کازاما جلوی اوگر ایستاد و از جین دفاع کرد. جین که شاهد مبارزه ی سرسخت مادرش با اوگر بود برای کمک به مادرش به سمت اوگر حمله کرد ولی وقتی به اوگر برخورد کرد، اوگر با دستش محکم به بازوی چپ جین زد و او را پرتاب کرد. جین بیهوش شد و دیگر متوجه چیزی نشد.

هنگامی که جین به هوش آمد دید که خونش با خون او یکسان شده و هیچ اثری هم از مادرش نیست. او متوجه شد که زمان برخورد با اوگر، علامت شیطان بر روی دستش حک شده. جین همانطور که بازویش را که درد فراوانی داشت گرفته بود، قسم خورد که انتقام مرگ مادرش را از اوگر بگیرد. جین پیش پدربزرگش هیهاچی میشیما رفت و گفت که پسر کازویاست. هیهاچی در این باره چیزی به کازویا نگفت و جین را به مدت ۴ سال آموزش داد. جین ۱۹ ساله دیگر به پدربزرگش بسیار اعتماد داشت.

هیهاچی مسابقات مشت آهنین ۳ به عبارتی تکن ۳ را برگزار کرد هم چنین اوگر را هم به آن مبارزه دعوت کرد. جین که حالا برای مبارزه آماده شده بود، قصد داشت انتقام مادرش را از اوگر بگیرد. جین وارد مسابقه شد و تمام رقبایش را شکست داد تا این که با ترواوگر در فینال مسابقه رو به رو شد. هنگامی که ترواوگر را دید، تمام گذشته اش از جلوی چشمانش رد شد و مشغول مبارزه با او شد. مبارزه ی آن ها چند ساعت طول کشید که در نهایت جین ترواوگر را شکست داد. در همین هنگام هیهاچی به همراه جند تا از سربازانش به سمت جین رفتند و هیهاچی به جین شلیک کرد! جین روی زمین افتاد و هیهاچی که مطمئن شد او مرده است، خواست که از سالن بیرون برود اما در همین هنگام، ژن شیطانی جین که از پدرش به ارث برده بود، برای اولین بار فعال شد و جین دوباره زنده شد. و تبدیل به دویل جین (جین شیطان) شد. جین به هیهاچی حمله کرد و قصد کشتن او را داشت ولی با چند ضربه هیهاچی را پرتاب کرد و بال های بزرگ مشکی اش را باز کرد و از آن جا خارج شد و هیهاچی مات و مبهوت مانده بود.




نوع مطلب : بیوگرافی ها، 
برچسب ها : بیوگرافی جین کازاما،

امتياز : :: نتيجه : 5 امتياز توسط 9 نفر مجموع امتياز : 25
تعداد بازديد مطلب : 229


پنجشنبه 26 تير 1393 :: 0:55


ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

موضوعات
  • بیوگرافی ها
  • بازی ها
  • ویدئو ها
  • سایر فایل ها
  • اخبار
پيوندها
نظرسنجي
کدام یک از کاراکتر های تکن را بیشتر دوست دارید؟
















آمار سايت
  • کل مطالب ارسالي : 55
  • کل نظرات ارسالي : 9
  • تعداد کل کاربران : 2
  • بازديد امروز : 14
  • بازديد ديروز : 26
  • بازديد هفته : 68
  • بازديد اين ماه : 384
  • بازديد سال : 5,094
  • بازديد کل : 59,956
فرم تماس
نام و نام خانوادگي
آدرس ايميل
امکانات جانبي